<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548</id><updated>2011-09-28T15:10:48.141-07:00</updated><category term='fall'/><title type='text'>صبحگاه</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>47</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-8307749534473680404</id><published>2011-07-31T02:45:00.000-07:00</published><updated>2011-07-31T03:06:52.463-07:00</updated><title type='text'>فرافکنی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;نوع مدیریت مدیران دولتههای نهم و دهم مرا به یاد تعدادی از بالاسریهای شبکه های نتورک مارکتینگ می اندازد. در این شبکه ها هر از گاهی کسی اصطلاحا شاکی میشد و تقاضای وجه پرداختی اش را می کرد و تهدید به شکایت به مراجع قضایی می نمود. بالاسریهای این افراد اغلب پس از ورانداز کردن شرایط ساده ترین راه حل را برای مدیریت این بحران انتخاب می کردند. آنها هم شاکی می شدند و قضیه را به بالاتر از خود پاس می دادند و همراه فرد شاکی به تهدید بالاتر از خود می پرداختند. فرد شاکی هم راضی میشد و تنها متشاکی را تغییر میداد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اما شباهت مدیران این دولتها با این بالاسریها چیست؟ این شیوه را که در خیل عظیمی از مدیران رده های بالا و پایین کشور ساری است اینگونه میتوان نامید&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;پاس ددادن مشکلات به فرد یا گروه دیگر-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;خود را مثل مردم شاکی و ناراحت نشان دادن-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;قول همراهی به مردم در برابر مشکلات-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;با ادبیات مردم صحبت کردن-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;هندوانه زیر بغل "ملت ایران" گذاشتن-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;...&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;نمونه ها از این دست فراوانند. واضحترین آنها شخص رییس دولت است. دولتی که همه ارکان حاکمیت لااقل تا چند ماه پیش با آن همراه بوده اند , هر گاه توانسته مشکلات را به باندهای مافیایی نسبت داده که نمی گذارند ملت ایران به سوی رشد و ترقی و ... برود. دلیل همه نابسامانیها یا دولتهای قبلی اند, یا استکبار جهانی, یا دشمن, یا باندهای مخفی, یا آقازاده ها و ... . انگار نه انگار که مسوولیت و قدرت دو روی یک سکه اند و نمی توان فقط مسوول اتفاقات مثبت بود. همان شیوه بالاسریهایی که از زیر مجموعه خود سود برده بودند اما مسوولش را بالاسریها می خواندند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;نمونه اخیر چنین روندی پس از انتشار فیلمهایی از تنبیه بدنی دانش آموزان توسط معلمانشان رخ داد. وزیر آموزش و پرورش در پاسخ به این سوالات از معلمان زحمتکش تشکر و قدردانی کرد و گفت اینها نقشه استکبار است که فیلمی ساخته تا معلمان زحمتکش ما را خراب کند و ... باور کنید بسیارند معلمانی که با خواندن این جملات رگ غیرت صنفی شان گل می کند و خیال می کنند واقعا نشان دادن تنبیه یک دانش آموز توهین به همه معلمهاست&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;این شیوه عوامفریبانه امروز به شیوه ای متداول برای همه مدیران تبدیل شده و هر گاه رسانه ها خبری از فساد یا خلاف در وزارتخانه ای منتشر می کنند , برعکس همه جای دنیا که مسوول مربوطه استعفا یا عذر خواهی می کند, اینجا آقایان خود را شاکی تر از مردم نشان می دهند و از همه جلوتر می افتند و خودشان دستگاه زیر نظر خود را محکوم می کنند و تا آبها از آسیاب افتاد , آن اقدام را به گردن توطئه گران و دشمنان و صهیونیستها و ... می اندازند.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;جامعه پر غلط امروز مه نتیجه همین برخوردهای غیر مسوولانه است و درمان آن هم فقط رسانه و جریان آزاد اطلاعات. حاکمیت هم خوب میداند کجا را باید ببندد&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-8307749534473680404?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/8307749534473680404/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2011/07/blog-post_31.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/8307749534473680404'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/8307749534473680404'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2011/07/blog-post_31.html' title='فرافکنی'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-1756709376428580618</id><published>2011-07-16T11:26:00.000-07:00</published><updated>2011-07-16T11:47:19.072-07:00</updated><title type='text'>دائی جان توده ای</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;کتابی قدیمی رو باز می کنه و به من نشون میده: اسم پدر بزرگش به عنوان یه فئودال هوادار روسیه تو کتاب گیلان در دوران مشروطیت نوشته ابراهیم فخرایی اومده. از همینجا شروع به صحبت می کنه و من هم بدون دخالت سعی میکنم فقط گوش کنم&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;از چند روز پیش دارم فکر می کنم که چه سوالاتی بپرسم, بیشتر کدوم دوره ها رو مرور کنم؟ از خاطرات شخصیش تو دبیرستان و شهر کوچکش بپرسم یا نگاه کلیش رو به عنوان یه فعال سیاسی تو دوره های مختلف تاریخی. اما امروز میبینم اصلا نیازی نیست من بپرسم. بعد از 5 ساعت صحبت تازه رسیدیم به سال 42! ترکیبی شده از خاطرات جزئی شخصی و تحلیلهای سیاسی&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;دایی پدرم توده ای بوده. متولد 1311. فعال سیاسی از دوران دبیرستان و شاهد وقایعی مثل روزهای بعد از شهریور 20, کودتای 28 مرداد و انقلاب اسلامی و ...میدونستن که قبل از انقلاب 6 ماهی زندان بوده و حالا میدونم که بعد از انقلاب هم همینطور. چیزی که حیرت آوره حافظه این پیرمرده, پزشکی که تا دلت بخواد شعرهای روزنامه های اون روزهای حزب رو حفظه. وسط خاطرات برام شعر می خونه. جزئیاتی از خاطرات رو به یاد داره که آدم واقعا میمونه. حتی یادشه که 5 روز بعد از کودتا که میخواسته مخفیانه بره خونه تو خونه فلانی از دست دختر خونه چند لیوان آب خنک نوشیده و دختره خوشگل هم بوده. گاهی به اشتباهات حزب توده هم اشاراتی می کنه و البته تاکید می کنه که همه اشتباه می کنن&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;من اصلا نفهمیدم این 5 ساعت چه جوری گذشت و تازه هنوز به نصف سوالات هم نرسیدم. باهاش قرار میذارم برای دفعه بعد که میام تهران. سخن آخرش اینه که من هنوز هم یه سوسیالیستم. تو هر کشوری حتی تو اروپای غربی هم احزاب سوسیالیست که رای میارن خوشحال میشم. ازش میپرسم که پس چرا نتیجه کار سوسیالیستها تو دنیا اینجوریه؟ از شوروی و چین تا کوبا و کره شمالی. میگه آدمها ایراد دارن ولی خود سوسیالیسم جواب میده&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;اینقدر پیرمرد دوست داشتنیه که اصلا نمیتونم باهاش مخالفت کنم. لبخند میزنم و خداحافظی می کنم &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-1756709376428580618?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/1756709376428580618/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2011/07/blog-post_16.html#comment-form' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/1756709376428580618'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/1756709376428580618'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2011/07/blog-post_16.html' title='دائی جان توده ای'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-3687424965022228604</id><published>2011-07-01T01:09:00.000-07:00</published><updated>2011-07-01T01:25:00.210-07:00</updated><title type='text'>بنی صدر, بازرگان, خاتمی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;فرض کنید شما در حاکمیت جمهوری اسلامی بصورت مشروع ( انتخابات یا قانونی به هر شکلی) به قدرت دست یافته اید. طبعا گروههای اقتدارگرا و محفلهای پیچیده پشت پرده شروع به سنگ اندازی کرده و تلاش می کنند شما را ناامید کنند و با ایجاد فضای رسانه ای , محفلهای اطلاعاتی, بحرانهای اجنماعی و ... یا قدرت شما را محدود و یا بطور کلی ساقط کنند. شما چه گزینه هایی پیش رو دارید؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;یک راه اینست که تا آخر ایستادگی کنید, شما مشروعیت خود را از رای مردم یا از قانون میدانید , پس اعتقاد دارید کوتاه آمدن شما نه از حق خود که از حق مردم است. پس تا پایان می ایستید و کوتاه نمی آیید. اولین رییس جمهور ایران ابوالحسن بنی صدر این گزینه را آزمود. او خائن لقب گرفت و از ایران فرار کرد. در حالیکه هیچ خیانت خاصی به ایران نکرده بود و پس از آن هم نکرد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;گزینه دوم اینست که شما خطوط قرمزی را برای خود تعریف کنید که در صورتی که حاکمیت به خطوط قرمز شما وارد شود یا شرایطی فراهم کند که شما عملا نتوانید برنامه هایتان را عملی کنید , استعفا کنید. با این کار از یک سو می خواهید تعریف درستی از جایگاه خود ارائه کنید و از سوی دیگر جامعه را آگاه کنید. این گزینه را مهندس مهدی بازرگان اولین نخست وزیر ایران پس از انقلاب آزمود و نتیجه اش این بود که که هنوز دوستانش در حال رفت و آمد به زندان اند و اجازه تششیع جنازه هم ندارند , در حالیکه هیچ حرکتی برای بازپس گیری قدرت یا تهدید آن انجام نداده اند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;گزینه سوم اما مماشات و چانه زنی با قدرت است. شما سیاست را وادی کوتاه آمدن و امتیاز گرفتن و امتیاز دادن تعریف می کنید و می گویید به هر حال اگر شما به روند دموکراتیک پایبند باشید و در مقابل حریف تمامیت خواه از خود گشاده دستی در قدرت نشان دهید, می توانید این فضا را در جامعه نهادینه کنید. در نتیجه به قول خود کوتاه نمی آیید و تا پایان دوره خود سیاست ورزی کرده و به شکلی دموکراتیک جایگاه خود را تحویل می دهید. سید محمد خاتمی رییس جمهوری پیشین ایران این گزینه را آزمود و امروز از سران فتنه است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;به نظر شما چه گزینه ای وجود داشت اگر میر حسین موسوی رییس جمهوری ایران میشد؟&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-3687424965022228604?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/3687424965022228604/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2011/07/blog-post.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/3687424965022228604'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/3687424965022228604'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2011/07/blog-post.html' title='بنی صدر, بازرگان, خاتمی'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-8693320554761529063</id><published>2011-06-29T02:35:00.000-07:00</published><updated>2011-06-29T03:01:02.434-07:00</updated><title type='text'>هدف اعتصاب غذا؟</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;مبارزه سیاسی و مخالفت مدنی و حتی در مقیاس کوچکتر اعتراض صنفی آداب و اسلوب خاصی دارد که مشاهده و مطالعه نمونه های موفق و نا موفق تاریخی می تواند برای هر فعال مدنی راهگشا باشد. بطور کلی در یک حرکت دسته جمعی بیش از هز چیز باید هدف مشخص باشد و برای رسیدن به آن هدف مشخص برنامه خاصی تدوین شده و در این برنامه هم زمانبندی لحاظ شود که همه فعالین بدانند در صورت نرسیدن به اهداف زمانبندی شده باید از چه راههای جایگزینی استفاده کنند. مشاهدات تاریخی نشان میدهد جنبشهایی که از چنین برنامه ها و اهدافی برخوردار نبوده اند نتوانسته اند به دستاوردهای مطلوب خود برسند. بر حسب اتفاق این روزها من در سه منبع مختلف به حرکتهایی این چنینی برخوردم که این تشابه را برای من پررنگ کرد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اولین آنها مطالعه 30 خرداد 60 در صفحه ویژه بی بی سی فارسی بود که بخشی از آن توسط اعضا سابق سازمان مجاهدین خلق نوشته شده است. نکته اینجاست که سازمانی سیاسی نظامی اعلام مبارزه مسلحانه می کند بدون اینکه به هوادارانش اعلام کند این مبارزه چگونه است و قرار است چه اقدامات عملی انجام گیرد! نتیجه جز قلع و قمع رده های پایین و فرار رده های بالا چه می تواند باشد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اصلاح طلبان نمونه کاملی از اقدات واکنشی و بی هدف و بی برنامه اند. آخرین شماره نسیم بیداری به بررسی مجالس پس از انقلاب پرداخته است. در پرونده مجلس ششم چیزی که بیش از همه مهم است ماجرای تحصن نمایندگان است. حمید متقی در بررسی کارنامه مجلس ششم در این نشریه می نویسد: آیا نرفتن اختیاری به خانه را میتوان تحصن نامید؟ تحصنی که نمایندگان هنگام جلسات مجلس به وظایف خود عمل می کنند واجد چه پیامی بوده است؟ روشن نبود اگر این اقدام جواب نداد چه بدیلی برای آن وجود دارد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;به واقع چنین تحصنی جز هدر دادن ابزار تحصن, هرز دادن نیروها و لبخند طرف مقابل چه دستاوردی می تواند داشته باشد. جالب اینجاست که خود دوستان بدون هیچ دستاوردی تحصن را پایان دادند و به دنبال کار خود رفتند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;امروز در ماجرای اعتصاب غذا هم میتوان این روحیه را دید. فارغ از خود اعتصاب کنندگان می توان دید که بزرگان اصلاح طلب مهمترین کاری که در یکسال گذشته انجام داده اند این بوده که از اعتصاب کنندگان تقاضای شکستن اعتصاب را کرده اند . در حالیکه اعتصاب اخیر 12 زندانی اوین می رفت که به جنبشی فراگیر تبدیل شده و روح جدیدی در کالبد فرتوت مخالفان بدمد, بدون هیچ دستاوردی پایان یافت. صحبت اینجا نیست که لزوما باید تا مرگ اعتصاب غذا را ادامه داد, بلکه این است که اگر شما به حکومت خوش بین نیستید و برنامه ای هم برای آنکه اگر حاکمیت اهمیتی به اعتصابات نداد, ندارید, اصلا چرا اعتصاب می کنید؟ جز این است که این حرکت اعتصاب غذا را برای حاکمیت به شکل بازی در میاورد که اینان هر از گاهی نمی خورند و بعد دوباره خوردن را از سر میگیرند!فقط خودمان لدت میبریم که عجب رسوا کردیم حاکمیت را, حاکمیتی که اگر ما هیچ کاری هم نکنیم خود رسوای جوامع حقوق بشری است &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-8693320554761529063?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/8693320554761529063/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2011/06/blog-post_29.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/8693320554761529063'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/8693320554761529063'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2011/06/blog-post_29.html' title='هدف اعتصاب غذا؟'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-7014239704594589710</id><published>2011-06-19T13:19:00.000-07:00</published><updated>2011-06-19T14:25:57.464-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='fall'/><title type='text'>نقدی بر رفتار سیاسی رهبران و نخبگان جنبش سبز</title><content type='html'>&lt;div&gt;&lt;div align="right"&gt;برنامه هفته گذشته صفحه 2 بی بی سی موضوعی قابل توجه داشت که به نظر من جان کلام توسط دو میهمان برنامه گفته نشد. اما پرسشی مطرح کرد که توجه به آن میتواند راهگشای وضعیت کنونی جنبش سبز شود. پرسش این بود که وضعیتی که اکنون جنبش دموکراسی خواهی در ایران دارد را آیا می توان مبارزه بدون خشونت نامید یا این نوعی انفعال و بی عملی است؟ در پاسخ به این سوال به نظر من بایستی رفتار سیاسی رهبران ( نه فقط موسوی و کروبی ) از چند جهت مورد نقد و بررسی قرار گیرد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;قدم اول در واقع پاسخ به همان پرسش برنامه است. اینکه مبارزه بدون خشونت چیست و چگونه و در کدام کشورها به نتیجه مطلوب- &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;رسیده است را میتوان در منابع موجود یافت. مهم اینست که روشهای واکنشی, بی عملی , هدر دادن انرژی و انگیزه تغییر در جامعه, گسست از پایگاه اجتماعی, تکذیب روزانه دروغهای حاکمیت و ... را با مبارزه بدون خشونت اشتباه نگیریم. اینها شاید همه بدون خشونت باشند اما مبارزه نیستند. مثلا اگر ما می خواهیم از راهپیمایی و حضور خیابانی به عنوان راهی برای مبارزه بدون خشونت استفاده کنیم , بایستی آنرا هدفمند کرده و تا حصول به بخشی از مطالبات پیگیری کنیم. نه اینکه, به قول دوستی , موجی ایجاد کنیم و  این موج را محکم به دیوار انفعال بکوبیم و منتظر بمانیم برای موج بعدی&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بحث دوم پیشرو بودن رهبران و نخبگان یک جنبش است. اگر در بالا از راهپیمایی به عنوان یک روش مبارزه نام برده شد می توان از-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; راههای دیگری چون تحصن و اعتصاب غذا و اعتصابات صنفی و ... هم یاد کرد. اما مطلب مهم اینست که در همه این روشها آن که پیشرو است باید رهبران و مشاهیر باشند تا هم حرکت مزبور اثر خود را در جامعه و حاکمیت داشته باشد و هم هزینه آن تا حد ممکن کم شود. چرا که حاکمیت از یک سو با بایکوت خبری جلوی انتشار اخبار را می گیرد و در ثانی اهمیتی برای جان شهروندان غیرمشهورقائل نیست. اما در برابر سران یک حرکت اعتراضی به دلیل تبعات آن خشونت کمتری ابراز می کند و جلوی انتشار چنین اخباری را هم نمی توان گرفت. به عنوان مثال در نظر بگیرید که در همه روزهایی که فعالین سیاسی مردم را به راهپیمایی دعوت می کردند در صف اول راهپیمایی شخصیتهای مخالفین حضور داشتند. اگر جلوگیری از حضور موسوی و کروبی را به عنوان توجیهی قابل قبول ( پیش از حصر ) در نظر بگیریم دلیل عدم حضور خاتمی و بزرگان جبهه مشارکت ( غیر زندانی ها) مجمع روحانیون مبارز, سازمان مجاهدین انقلاب و الباقی به چه دلیل است؟ یا آیا نمی توان از اعتصاب غذا و تحصن این شخصیت ها به عنوان ابزار فشاری حتی برای اهداف حداقلی کوتاه مدت استفاده کرد و موفقیت های کوچکی بدست آورد, به جای اینکه با اعتصاب غذای روزنامه نگاران و اندیشمندان دچار ضایعه ای چون از دست دادن هدی صابر شویم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مطلب بعدی اینست که همانطور که برای گروههایی مثل مجاهدین خلق و بهاییان و ... می توان گفت که مظلومیت لزوما به معنی -&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;حقانیت نیست, امروز هم باید بر این گزاره تاکید کرد و پرسید چرا دوستان اینقدر لذت می برند از اینکه نشان دهند مظلومند و مورد ظلم قرار می گیرند. چون جامعه جهانی و داخلی در این مورد تردیدی ندارد و این برخوردها بیشتر نشان از ضعف مخالفان دارد و منفعل بودنشان. ما اگر گاندی و ماندلا را به عنوان مبارزان بدون خشونت معرفی می کنیم باید بدانیم هیچکدام نه منفعل بودند و نه اصرار بر مظلومیت داشتند. آنها حریف را به واکنش وا می داشتند و جریان ساز بودند و خود در خط مقدم جریان سازی. ماندلا در تمام دوران زندانش حتی شاخه مسلحانه کنگره ملی آفریقا را منحل نکرد و او در واقع در هنگامه پیروزی بدون خشونت برخورد کرد و نه برای مبارزه&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;هزینه دهندگان راه مبارزه , چه شامل مردم عادی و جه روزنامه نگاران و فعالین سیاسی باید حمایت و دلگرمی رهبران جنبش را-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; احساس کنند. به عنوان نمونه جای خالی سید محمد خاتمی در مراسم ختم هدی صابر را من نمی توانم توجیه کنم. دلایلی چون بهانه گیری حاکمیت و شدید بودن واکنش حکومت هم به نظر من تعریف اشتباه مبارزه را نشان می دهد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;یکی از مهمترین بخشهای این گفتار اینست که چرا رهبران تن به خطوط قرمز حاکمیت می دهند. هنوز میبینیم که نخبگان مخالف-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;در نقد دولتی می گئیند و می نویسند که خودشان هم به آن تنها لقب دولت مستقر می دهند. دولتی که نه انتخاباتی است, نه مشروعیت دارد و تازه امروز همه می دانند که قدرتی هم ندارد. اگر تا دیروز هسته اصلی قدرت را چند پاره تفسیر می کردند امروزهبر همه آشکار شده که قدرت کجای حاکمیت قرار دارد. اما ما حتی به زمان مشروطه هم بر نمی گردیم که مشروط کردن قدرت را در قانون اساسی طلب کنیم, بلکه به دنبال انتخاباتی در چهار چوب همین قانون ( با شورای نگهبان و اصل 110 و ...) هستیم. در حالی که دلیلی وجود ندارد که مه به بهانه روش و منش آرام و بدون خشونت , به علت نپرداخته و به دنبال معلول رویم. به قول مازیار بهاری تا وقتی به اصل قدرت و محدود و مشروط کردن آن نپردازیم و مثلا دلخوش به یک انتخابات آزاد شویم, هیچ تضمینی وجود ندارد که دوباره ساختار قدرت در صدد محدود سازی آزادیها بر نیاید&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;نکته آخر این که خواستهای گسترده و گاها رادیکال مردم را باید جهت داد و اینکار از بزرگان وادی سیاست ممکن است. اما-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;این به معنی عقب ماندن از خواستهای مردم نیست. به عنوان یک نمونه واضح اینکه امروز زیاد میبینیم که در میان اصلاح طلبان از هاشمی به عنوان پلی برای رسیدن به تعادل و راهی برای تعامل یاد می کنند و تلاش دارند او را از سران معترض نشان دهند. این در حالی است که هاشمی بارها نشان داده که متحد قابل اعتمادی برای یک طرف منازعه در جمهوری اسلامی نیست  از سوی دیگر مردم ایران بارها نشان داده اند حتی در صورت هم صدایی همه نیروهای تحول خواه حاضر به پشتیبانی از هاشمی نیستند. از سوی دیگر حکومت هم روز به روز بیشتر از قدرت و شوکت هاشمی می کاهد و او را از دایره خودیها می راند. تحول خواهانی که پشتیبانی مردم را در حد 25 خرداد 88 دیدند چرا باید دنبال چنین پشتیبانی بگردند, من متحیرم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;نتیجه اینکه هر گاه رهبران یک جنبش مسیر درستی را برای رسیدن به اهداف مشخصی پیگیری کنند , می توان برای آن جنبش آینده ای را متصور بود. در غیر این صورت مطالبات و نارضایتیها می ماند, اما شکل جنبش روز به روز تغییر می کند تا رهبرانی داشته باشد که آنرا به سر منزل مقصود برسانند    &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-7014239704594589710?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/7014239704594589710/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2011/06/blog-post.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/7014239704594589710'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/7014239704594589710'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2011/06/blog-post.html' title='نقدی بر رفتار سیاسی رهبران و نخبگان جنبش سبز'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-638265924069584387</id><published>2011-02-02T14:33:00.000-08:00</published><updated>2011-02-02T15:09:45.910-08:00</updated><title type='text'>اصلاح و انقلاب</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;من بطور کلی نه خیلی انقلا بی ام و نه خیلی اصلاح طلب. یعنی اصولا وقتی در مقابل دوستان طرفدار کن فیکون کردن قرار میگیرم میرم تو قالب دفاع از روشهای مسالمت آمیز و تغییرات تدریجی و وقتی روبروی آدمهای خیلی محافظه کار بحث می کنم میشم انقلابی!! یعنی یه جورایی به نظرم نباید تو هیچ طرفی شورشو در آورد. اثبات اینکه چرا نباید تو موضع انقلابی شورشو در آورد خیلی کار سختی نیست و فکر کنم همه ما, مخصوصا با شروع جنبش اصلاحات, راحت بلدیم توضیحش بدیم. اما بر عکسش کمی پیچیده است, اتفاقا اینهم دقیقا بعد از گذر از دوران اصلاحات!!! حالا چرا اینها رو میگم؟ من یه دوستی دارم که تقریبا هفته ای یکی دوبار به قول خودش میشینیم با هم مشکلات دنیا رو حل و فصل می کنیم! در واقع اخبار , کتابها و یا مطالبی رو که می خونیم با هم تبادل و سرشون بحث می کنیم. دغدغه های مشترک یه نسل و تفاوتهای طبیعی دو فرد رو داریم, اما یه تفاوت مهممون همینه که اون از چند ماه پس از انتخابات از روشهای اصلاح طلبانه و اصلاح طلبان انتقاد می کرد و من طبق معمول, مقابل چنین موضعی میشدم اصلاح طلب. اما انصافا تازگیها یه جورایی احساس می کنم منطق اونوریا داره می چربه! اشتباه نشه ها, دوست ما از اون انقلابی های ایدئولوژیک نیست که مرده باد و زنده باد سر بده و یا هی پروند ه رو کنه برای گذشته اصلاح طلبها و یا همه تعاریفی که خودتون میدونین. بحث روی روشه. ما تو نقد از خاتمی و اصلاح طلبان تو دوره اصلاحات کاملا تفاهم داریم!! اما این نقدها وقتی به بحث پس از انتخابات و شخص موسوی میرسه کمی متفاوت میشیم, صحبتهای امروز ما بخشهای قابل تاملی داشت که بد نیست چند تاییشو اینجا بنویسم. مثلا می گفت:0&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;به نظر من کسانی که هی نارضایتی مردم رو یه موج می کنن و بعد این موج رو می کوبن به دیوار باید جواب پس بدن. نتیجه این رفتار انفعال و سرخوردگیه که امروز داریم میبینیم &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;شما نمیتونین تو زمین حریف با خط قرمز های حریف بازی کنی و ببری. مثلا مسخره است که بعضی از اصلاح طلبها هنوز هم تو حرفهای رهبری دنبال جمله خوب به نفع خودشون می گردن&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;رهبر یه جنبش باید برنامه ای داشته باشه, نه اینکه فقط واکنش نشون بده. اینکه حکومت هی موج درست کنه و تو تکذیب یا محکوم کنی که نشد کار&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;مبارزه مدنی یعنی اینکه شما از طریق مدنی مخالفت کنی, نه اینکه کلا تو خونه بشینی. حتی اگه حبس خانگی هستی باید کاری کنی که رسما حبس خانگی باشه مثل آن سانگ سوچی که حداقل هزینه این حبس رو به حکومت وارد کنی&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;شما هم باید خطوط قرمز داشته باشی. مثلا اعدامها, یا کشته ها , یا اولتیماتوم زمانی . نه اینکه حکومت همینجوری تخت گاز بیاد جلو و ما هم روز به روز فقط پیرتر بشیم&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;این روشها تو این کشور کم امتحان نشده. وقتی جواب اینه , خوب یعنی شما بد بازی کردی. شما وقتی هی میگی قانون اساسی و امام آرمان ماست نتیجه اش خوب همین میشه که صدا و سیما پخش می کنه دیگه. یعنی کارتهای اشتباه بازی می کنی&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;...&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;من با بعضی از این حرفها موافقم و تو بعضیهاش حرف دارم. ولی کلا دیدم خوبه که بقیه دوستانی که از این حرفها اصلاح طلب ترن یه پاسخی به چنین دغدغه هایی بدن. یه خط هم اگه تو فیس بوکم بنویسن یا اینجا کامنت بذارن ما را مفتخر نموده اند&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;***********************************************&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;موقع نوشتن این متن بطور اتفاقی مستند " بانوی گل سرخ " رو از برنامه آپارات دیدم. به این زوج بزرگ , شهین و همایون صنعتی, درود می فرستم و آرزوی ایرانی پر از چنین انسانهایی می کنم&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;روحشون شاد &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-638265924069584387?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/638265924069584387/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2011/02/blog-post.html#comment-form' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/638265924069584387'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/638265924069584387'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2011/02/blog-post.html' title='اصلاح و انقلاب'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-6904796648381027921</id><published>2011-01-26T07:18:00.000-08:00</published><updated>2011-01-26T07:29:02.276-08:00</updated><title type='text'>بنیاد</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;دو سال در این سازمان به عنوان پزشک وظیفه سرباز بودم. حالا پس از گذشت چند سال یک گواهی می خواهم که بگوید من سربازی را اینجا گذرانده ام. مکالمه من و رئیس دفتر جناب رئیس را بخوانید&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;متاسفم دکتر. ایشون گواهی نمیدن-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;گواهی رسمی نمی خوام. فقط یه تاییدیه که من اینجا سرباز بودم-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;میدونم, ولی گفتن ما به کسی گواهی نمیدیم-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;خوب من بالاخره این دو سال رو اینجا بودم دیگه-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بله. ولی دستور ایشونه دیگه. میدونین که اینجا قوانین خودشو داره.-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;من از همه مراکز دیگه این گواهی رو گرفتم. فقط-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;ایشون میگن اینجا خیریه است. فرق داره-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;الان من از چه جوری ثابت کنم که اینجا سرباز بودم؟-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;نمیدونم-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;این سازمان خیریه محترم مربوط به بخش اصلاح طلب و خوب جمهوری اسلامی است. اینها همان مدیرانی اند که الان در حسرت بازگشتشانیم. مدیران دولتی امروز که دیگر گفتن ندارند. اسم سازمان را می خواهید: بنیاد امور بیماریهای خاص. رییس محترم هم سرکار خانم فاطمه هاشمی رفسنجانی&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-6904796648381027921?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/6904796648381027921/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2011/01/blog-post_26.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/6904796648381027921'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/6904796648381027921'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2011/01/blog-post_26.html' title='بنیاد'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-2281294621082997871</id><published>2011-01-18T02:09:00.000-08:00</published><updated>2011-01-18T03:19:59.763-08:00</updated><title type='text'>مدیری, فردوسی پور و شایعه</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;بارها گفته شده که فضای بسته رسانه ای بازار شایعه را داغ می کند و باعث می شود هر روز حرف و سخن تازه و بی پشتوانه ای بر زبانها بیفتد. مقالات متعددی دیده ام که خطاب به حاکمان آسیبهای این بستر شایعه سازی را گوشزد کرده و گفته اند چنین فضایی به ضرر خود حاکمان هم تمام می شود و نتیجه گرفته شده که برای همه حتی حکومت بهتر است که در فضایی باز اخبار درست به مردم داده شود. نکته ای که به نظر من از آن غفلت می شود اینست که در کشوری با وضعیت و مشخصات ایران , این آشفته بازار به نفع حکومت است و با کمک رسانه های انحصاری خود بر آن سوار می شود و از عدم آگاهی مردم از شیوه درست کسب اخبار سوئ استفاده می کند. به عنوان نمونه سالهاست که نیروهای امنیتی حکومت از ذهنیت توهم گونه مردم ایران استفاده کرده و برای بسیاری از مخالفان خود شایعه و لطیفه های بسیار ساخته اند و در زمان مناسب از آن استفاده لازم را برده اند. مثلا همه می دانیم که ذهنیت قدرت بی حد و حصر هاشمی و خانواده اش و سادگی و ساده لوحی مرحوم آیت الله منتظری از کجا نشات می گیرد. متاسفانه سالها استبداد از مردم ما مردمی ساخته که به دلیل تجربه بی اعتمادی به رسانه های حاکمیت ترجیح می دهند خبر را از شایعات کوچه و بازار دریافت کنند تا رسانه های رسمی, غافل از اینکه در این آشفته بازار هم قدرت سیستم های امنیتی می چربد&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;جنبش سبز می تواند آغازی باشد برای تحولی در آگاهی و آگاهی سازی مردم ما که نشانه های آنرا در روزهای انتخابات و اتفاقات پس از آن دیدیم. با یاد می آورم که هر روز خبر جعلی از اجتماع هواداران موسوی در گوشه و کنار تهران منتشر می شد تا جمهیت را در جاهای مختلف پراکنده کنند , اما خبر رسانی به موقع مردم جلوی تاثیر این اقدامات را می گرفت. خبر رسانی برای اجتماع میلیونی 25 خرداد در روزهای بدون اینترنت و موبایل و اس ام اس نمونه بی بدیل آن روزهاست./ حال پس از گذر از آن دوران در روزهایی که بخش بزرگی از مردم ما به خصوص جوانان به دنیای مجازی برای کسب خبر پناه برده اند , متاسفانه باز هم بازار شایعه و اخبار غیر موثق داغ شده و از این که این فضا هم می تواند جولانگاه نیروهای امنیتی و هواداران حکومت باشد غفلت می شود. از این موضوع علی الخصوص برای تهمت زدن, پرونده سازی و ایجاد تفرقه و جلوگیری از یکدست شدن جامعه و هدر دادن نیروی معترضان در مسائل غیر مهم استفاده میشود. بدین ترتیب که تلاش می شود افراد محبوب و مشهور سیاسی , اجتماعی , فرهنگی و هنری و حتی ورزشی را از بدنه جامعه جدا کرده و به آنها انگ همراهی با حکومت بزند و خود می داند که این انگ باعث کاهش محبوبیت آنها و عدم یکدستی فضای جامعه علیه حکومت می شود. متاسفانه ما نیز در ایجاد این فضا کمک شایانی می کنیم, از دوستان ساکن خارج از کشور که به دلیل عدم حضور در ایران خیلی زود دچار جوزدگی می شوند تا مردم داخل کشور که بلافاصله به اخباری که مثلا در "" بالاترین"" می بینند استناد می کنند, بذون اینکه به اهمیت و حقیقت آن فکر یا درباره آن تحقیق کنند, فورا موتور تکفیر و فحاشی به راه می افتد و همه در اعلام انزجار از هم پیشی می گیرند. نمونه برای آن بسیار است, اما موضوعاتی که من تازه شنیده ام و هیچگاه باورم نمیشد که بدینسان برای برخی باور پذیر باشد انگ زدن به مهران مدیری و عادل فردوسی پور بود, انگ اطلاعاتی بودن مدیری و پشت گرمی فردوسی پور! اینکه عادل چگونه برنامه خود را اینطور به پیش می برد و مدیری چرا به راحتی در سریال خود جامعه و حتی حکومت ما را به سخره می گیرد , ظاهرا برای برخی دلیل کافی بر اطلاعاتی بودن یا پشت گرمی آنها است.القائات امثال شهرام همایون و مخالفان پر شمار عادل فردوسی پور که در فضای مسموم ورزش ما کم نیستند هم مزید بر علت می شود که مردم بیشتر این مسئله را باور کنند و به امثال من صفت سادگی, تعصب, خوشبینی و ... بزنند. نکته ای که این دوستان علاقه مند به شایعه از آن غافلند اینست که مهمتر از صحت و سقم چنین توهماتی , بی اهمیت بودن آنهاست. بدین معنی که اثبات یا عدم اثبات حکومتی بودن چنین افرادی که کار خود را " خوب و صادقانه و شفاف " انجام می دهند چه کمکی به ما می کند؟ اصلا مگر یک جامعه دموکراتیک یا مدنی از یک تهیه کننده و مجری برنامه ورزشی جز آنچه فردوسی پور انجام می دهد چه می خواهد؟ شفافیت و نشان دادن رانتها و افشای روابط فاسد حاکم بر ورزش ما در عین احترام به شعور بینندگان در هر لباسی و توسط هر کسی انجام گیرد قابل ستایش است , یا یک برنامه طنز که ضعفهای شخصی و اجتماعی ما را به رخمان می کشد و مای مجیزگو و فرصت طلب و خودخواه را نقد می کند , در هر صورتی به سود جامعه است, حتی اگر از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شود ( که نمی شود). متاسفانه این سیاه و سفید کردنها و راندنها بیش از همه به سود حاکمانی است که خود هم بر آن دامن میزنند. به نظر من تا روزی که ما همه چیز را اینقدر سیاه و سفید نبینیم و واقعه به دنبال &lt;strong&gt;جذب حداکثری و دفع حداقلی&lt;/strong&gt; نرویم هر خکومتی که بیاید آسمان همین رنگ است!!ا&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-2281294621082997871?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/2281294621082997871/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2011/01/blog-post.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/2281294621082997871'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/2281294621082997871'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2011/01/blog-post.html' title='مدیری, فردوسی پور و شایعه'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-6899121842168350851</id><published>2010-12-30T11:05:00.000-08:00</published><updated>2010-12-30T11:20:10.199-08:00</updated><title type='text'>شرم</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;این روزها یه نگاهی به صدا و سیما انداختین&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;شرم میدونین چیه&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;پر رویی می دونین یعنی چی&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بی حیا میدونین به کی میگن&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;سنگ پا چیه&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;پا روی خون گذاشتن چه جوریه&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;با گوسفندان چه جوری میشه صحبت کرد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;دروغ چقدر باید بزرگ باشه&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;آدم پول میگیره که چی رو بفروشه&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;انسان با گرگ فرقش چیه&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اصولا حماسه یعنی چی&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;ساندیس ترشه یا شیرین&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;...&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;فقط می خوام ببینم این برنامه ریزیها برای کدوم اقدام عملیه؟ یعنی وقتشه آقایان&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-6899121842168350851?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/6899121842168350851/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/12/blog-post_30.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/6899121842168350851'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/6899121842168350851'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/12/blog-post_30.html' title='شرم'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-2988331770552860225</id><published>2010-12-19T08:30:00.000-08:00</published><updated>2010-12-19T11:21:22.729-08:00</updated><title type='text'>یارانه ها</title><content type='html'>اول وقت صبح امروز&lt;br /&gt;آقا ما تا حالا مفت می خوردیم دیگه. حق دارن دیگه. راست میگه رییس جمهور -&lt;br /&gt;چیه قضیه آقا-&lt;br /&gt;این یارانه سوخت رو میگم. من خودم مکه بودم. اونجا هم بنزین لیتری 1500 تومنه دیگه-&lt;br /&gt;قیمت درست. ولی درآمد سرانه مردم اونجا چقدره-&lt;br /&gt;اونا رو نمیدونم-&lt;br /&gt;درآمد متوسط یه کارگر عرب چنده-&lt;br /&gt;اتفاقا از یه کارگر فیلیپینی پرسیدم درآمدشون خیلی هم نبود-&lt;br /&gt;فیلیپینی نه قربان. عربستانی. سرمایه ملی مال مردم همون کشوره. اصلا شما کارگر عربشتانی دیدی-&lt;br /&gt;نه. ولی بنزین همین قیمته!..-&lt;br /&gt;******&lt;br /&gt;ظهر امروز&lt;br /&gt;آقایی در حال داد و بیداد وارد شد&lt;br /&gt;چی شده آقا-&lt;br /&gt;رفتم فرمانداری هر چی دهنم رسید گفتم. اعتراض نامه هم نوشتم-&lt;br /&gt;بابت این یارانه ها-&lt;br /&gt;بله آقا. این ... چی میگه اصلا. هیچی همیدونه انگار. من یه وانت گاز سوز دارم. ماهی 15 هزار تومن پول گاز میدادم. امروز رفتم گاز زدم حساب کردم ماهی باید 125 هزار تومن پول گاز بدم. با چهار تا بچه ماهی 160 تومن به من یارانه میدن. پس من پول گاز و آب و برق و نون و بقیه رو چی کار کنم. قیمتها بره بالا چیکار کنم&lt;br /&gt;...&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-2988331770552860225?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/2988331770552860225/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/12/blog-post_19.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/2988331770552860225'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/2988331770552860225'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/12/blog-post_19.html' title='یارانه ها'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-7976388382671107286</id><published>2010-12-15T07:54:00.000-08:00</published><updated>2010-12-15T08:02:31.036-08:00</updated><title type='text'>قتلهای زنجیره ای</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;روزهایی بود که نویسنده ای ناگهان غیب  و جسدش چند روز بعد در بیابانی جایی پیدا میشد. زمستانی بود برای خود تا این که دولت محمد خاتمی به قول خودش آنرا افشا و عامل اصلیش را خود کشاند! حال در سالروز قتلهای زنجیره ای آن دستاوردهای بالای دولت خاتمی عزیز را شاهدیم که عاملان قتلها کجایند, آمرین کجایند, وکیل خانواده های کشتگان چه شد, سالگرد کشته شدگان چگونه برگزار میشود, خود حضرات خاتمی جماعت چه شدند و ما مانده ایم و دستاوردهای بی مانند ایشان&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;راستی خاتمی به نوری زاد نوشته اعتصاب خود را بشکن. تاکید هم کرده با این برخوردها موافق نیست&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;ولمون کن آقا&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-7976388382671107286?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/7976388382671107286/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/12/blog-post_15.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/7976388382671107286'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/7976388382671107286'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/12/blog-post_15.html' title='قتلهای زنجیره ای'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-4531416489061451674</id><published>2010-12-06T04:24:00.000-08:00</published><updated>2010-12-06T04:52:45.008-08:00</updated><title type='text'>فساد</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;نمایندگی ایران خودرو:&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;برای رگلاژ در ماشین در دوره گارانتی به نمایندگی ایران خودرو رفتم. تعمیر کار محترم میگه:&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اگه می خوای حسابی درستش کنم میشه 15 هزار تومان-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;آقا گارانتی دارما-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;با گارانتی درست درست نمیشه ها. میل خودته-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;پس این برگه گارانتی برای چیه-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بذار در کوزه-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;*********&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;: پلیس راه&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بعد از اینکه منو به دلیل سرعت بالا متوقف کرد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;جناب سروان سرعتم بالا نبودا. مگه اینجا 110 نیست-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;شما بیشتر بودی. 113-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;آقا 3 کیلومتر رو که اصلا ماشین من نشون نمیده-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;پلیس محترم در حالی که با خودکارش بازی می کند, بدون اینکه چیزی بنویسد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;آقا شما داری میری تفریح. ما باید اینجا تو سرما وایسیم, ما هم زن و بچه داریم بالاخره-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;...&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;**********&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بیمارستان دولتی&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بیمار ما بیمه تکمیلی دارد و همه هزینه ها برای او در این بیمارستان رایگان است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;: منشی پزشک&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;یک و نیم میلیون به حساب دکتر واریز کنید. هفته آینده وقت عمل شماست-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;ببخشید این پول بابت چیه-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;هزینه مطب-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;این هزینه مطب یعنی چی خانم -&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;آقا چرا بحث می کنی؟ از خود دکتر میپرسیدی دیگه...&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;**********&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;نصاب هود اشپزخانه&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;روی جعبه بزرگ نوشته شده با حمل و نصب رایگان&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;آقا ممنون-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;قابل نداشت. میشه 15 تومن-&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;ببخشید. مگه رایگان نیست -&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;راه اندازی میشه 15 تومن -&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;منظورتون وصل کردن به برقه -&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;سرت درد می کنه ها آقا. پولو بده بریم -&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;...&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;*********&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اینها فقط نمونه های کوچک و دم دستی از اتفاقات روزمره اییه که برای خود من یا در حضور من اتفاق افتاده. تازه سر و کار من به خیلی از ادارات و سازمانها از دادگستری بگیر تا هزار جا دیگه نیافتاده. این مسائل هم فقط روزمره گیهای کوچکه و برای هر آدم معمولی هر روز اتفاق میافته. من نمی دونم کشوری با این همه فساد  اداری و مالی و فرهنگی و غیره چقدر میتونه دوام بیاره. نگرانم نکنه با این منطق که بی نظمی خودش یه نظمه سالها مجبور به تحمل این شرایط باشیم. امیدوارم این اتفاق نیافته. هر از گاهی این ابیات میاد تو ذهنم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;یاد دارم روزگار پیش را&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مردم نزدیک دور اندیش را&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;هر که بامش بیش سر در پیش داشت&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;یک گلیم کهنه ده درویش داشت&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;شیوه همسایگی در پیش بود&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;نوش در کام همه بی نیش بود&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;...&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-4531416489061451674?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/4531416489061451674/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/12/blog-post_06.html#comment-form' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/4531416489061451674'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/4531416489061451674'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/12/blog-post_06.html' title='فساد'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-7692811234592630511</id><published>2010-12-04T09:26:00.000-08:00</published><updated>2010-12-04T09:46:13.940-08:00</updated><title type='text'>جهان سوم</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;من خدایی غربزده نیستم. ولی این خیلی نامردیه که از زمانی که غرب شروع کرد به تخت گاز جلو رفتن ما جهان سومیها فقط شدیم مصرف کننده هنرهای اونها و تازه هر چی هم که  میاریم به قول خودمون می خوایم شرقیش کنیم یا وطنیش کنیم! اونوقت چی میشه؟ به گند می کشیم میره!! مخصوصا از زمانی که سیاست غرب  کم کم به جای استعمار کشورها به شکل امروزی تبدیل شد که شما میتونی عضوی از جامعه جهانی باشی و هم شما حالشو ببری هم دنیا, تو این شرایط دیگه واقعا میشه خیلی چیزارو به گند نکشید! یعنی جدا نیازی نیست واقعا. حالا این وسط واسه من قصه نگین که شکل استعمار عوض شده ...منظور من چیز دیگه است. به نظر من شروع کننده همه این به گند کشیدن پیشوای توتالیترهای جهان یعنی شوروی سابق و کشورهای اقماریشه که بعد از فروپاشی کمونیسم با همون شکل تفکر و روحیه کمونیستی اومدن مثلا شبیه غرب بشن. نتیجه اش چی میشه؟ به گند کشیدن هر دو! &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;مهمترین نمونه این مسئله خود دموکراسی و نمادش انتخاباته. به انتخابات همه این کشورها یه نگاهی بندازین. فوری اومدن گفتن ما هم مثل غرب میایم دموکراسی راه میندازیم . اما به شکل خودمون. یعنی همه مون تقلب می کنیم! حالا تو اون کشورها با مخمل و این مسائل یه اتفاقاتی افتاد , اما یه مدلی شد برای همه کشورهای جهان سوم. حالا هر دیکتاتور یا پوپولیستی با کمال میل میاد میگه من حاضرم به رای مردم تمکین کنم. اونوقت میاد مثل چاوز بعز از انتخاب شدن یه قانونی میذاره که من همیشه هم میتونم انتخاب بشم . هزار دورههم میتونم. بعدش دوزار پول میده به ملت شاسکول و خلاص! قصه تقلب هم که دیگه خنده دار شده. از ایران و افغانستان بگیر تا برمه و جدیدا هم ساحل عاج. غربهم قربونش برم محکوم می کنه. به نظر من باید یه قانونی بذارن که مثلا برای انجام انتخابات هم کشور برای از یه مرجع بین المللی مجوز بگیره. وگر نه اعلام کنن حکومت ما همیشگیه یا مادام العمر یا ولایی یا هر چی دیگه است و همه رو خلاص کنن  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-7692811234592630511?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/7692811234592630511/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/12/blog-post.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/7692811234592630511'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/7692811234592630511'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/12/blog-post.html' title='جهان سوم'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-2032574317882458036</id><published>2010-10-31T10:24:00.000-07:00</published><updated>2010-10-31T10:36:54.451-07:00</updated><title type='text'>پیر مرد</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;من که کلا اعصاب درست و حسابی ندارم. نشستم کارمو می کنم که پیرمرد روستایی وارد میشود  و بمباران دیوانه کننده خود را شروع میکند:&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;من کیف می کنم از حرفهای این رییس جمهور. چقدر قشنگ حرف میزنه&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;هر کی پشت سر این رییس جمهور غیبت کنه مشکل داره &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; بیچاره ببین با این همه تحریم داره مملکتو به این خوبی اداره می کنه&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;اون کروبی ... که سیصد میلیون تومنو خورده بود معلوم نبود تو بنیاد شهید چی کار کرده&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;مشکل دنیا با ما اسلامه&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;فقط ما تو دنیا اسلام خوب داریم&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;عربها که کثافتن. حرفشون رو هم نزن&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;مسیحیا که از قدیم با اسلام مشکل دارن&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;یهودیا که دیگه گفتن نداره&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;همه دنیا می خوان ما شکست بخوریم که اسلام شکست بخوره&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;اگه حرفی درباره رییس جمهور هست باید به خودش بگن که جواب بده&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;هر کی تو زندانه خوب حتما حقشه دیگه&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;...&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;اگه فکر کردین من به دلیل محافظه کاری یا بی تاثیر بودن چیزی بهش نگفتم اشتباه فکر کردین. ولی اون بود که موفق شد اول صبح روز من رو با حرص ممزوج کنه&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-2032574317882458036?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/2032574317882458036/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/10/blog-post_2701.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/2032574317882458036'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/2032574317882458036'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/10/blog-post_2701.html' title='پیر مرد'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-1134065599088772005</id><published>2010-10-31T03:33:00.000-07:00</published><updated>2010-10-31T03:42:43.759-07:00</updated><title type='text'>امیر احمدی</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;در چند شماره شهروند امروز چندین مصاحبه و مطلب درباره هوشنگ امیر احمدی خوانده بودم. شهروند او را به عنوان کسی که دوست دارد روابط ایران و امریکا را بهبود ببخشد معرفی می کرد, اما من هر چه بیشتر مصاحبه ها و دیدگاههایش را خواندم بیشتر از او خوشم نیامد. در واقع اصلا نمی فهمیدم چه کسی گفته اصلا این آقا آدم مهمی است؟ نهایتا چون هیچ جذابیتی برایم نداشت دیگر درباره اش چیزی نخواندم.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;امیر احمدی میهمان این هفته برنامه پارازیت صدای امریکا بود. مجری برنامه در ده دقیقه بلایی بر سرش آورد که فکر نکنم سر هیچ مهمان دیگری آورده باشد. از او درباره لابیهای جمهوری اسلامی در امریکا پرسید و اینکه خودش از آنها نیست؟! درباره سوئ استفاده از رنگ سبز که پاسخ هوشنگ خان ماجرا را بدتر کرد: من هم پرچم ایران در کراواتم دارم و هم رنگ سبز در لباسم.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;خلاصه اینکه این چند دقیقه کاملا شخصیت این دلال محترم را معرفی کرد. من شخصا از پارازیت متشکرم.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-1134065599088772005?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/1134065599088772005/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/10/blog-post_31.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/1134065599088772005'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/1134065599088772005'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/10/blog-post_31.html' title='امیر احمدی'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-9175432950288236397</id><published>2010-10-12T03:27:00.000-07:00</published><updated>2010-10-12T03:46:27.620-07:00</updated><title type='text'>قاجاریه و مکانیکی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;امروز رفته بودم مکانیکی, آقای مکانیک در حال کار داشت غر میزد که مملکت ما چرا اینجوریه و از ایران خودرو شروع کرد تا رسید به این جا که ما مدیر نداریم و مدیریت یه علمه و برای مدیر بودن باید تحصیلات مدیریتی داشت و ... من هم که فرصت رو برای کار فرهنگی مناسب دیدم گفتم:&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; چه انتظاری داری آقا؟! تو این مملکت مگه وزیرش مدرک داره که مدیرش داشته باشه. مگه نشنیده بودی وزیر کشور مدرکش تقلبی بود؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;نه آقا نشنیدم. کیو میگی؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;دکتر کردان دیگه. بعدش فهمیدن آقا فوق دیپلم بوده!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;عجب..&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;تازه رییس جمهور هم گفت مدرک یه کاغذ پاره است. ارزش نداره&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;همینه که ما اینجایم دیگه . آقا تو این چند دوره آخر کشور ما کدوم دوره از همه بهتر بود؟ اصلا دوره خوب داشتیم؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بله, دوره دکتر مصدق. نخست وزیر که بود مملکت رو بدون نفت هم می چرخوند.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;چی شد؟ استعفا داد؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;نه قربون کودتا کردن. مثل الان&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بدترین دوره کدوم بود؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;والله بد که کم نداشتیم. ولی به نظر من قاجار فاجعه بود. حداقل این که نصف کشور رو به باد دادن. مخصوصا به روسها.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;عجب. دست شما درد نکنه.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;*******************&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;همون شب بی بی سی گزارشی پخش کرد درباره نمایشگاهی از آثار هنری دوره قاجار تو لندن که به همت عده ای از نوادگان ایل قاجار برپا شده بود. کسری ناجی گزارشگر بی بی سی با مهمترین نواده زنده این نسل که میشه نوه کوچک محمد علی شاه صحبت کرد و پرسید: تعداد زیادی از مردم ایران تصویر خوبی از قاجاریه ندارند و فکر می کنند قاجاریه بخش زیادی از مملکت ما رو به باد دادند؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;پاسخ شاهزاده این بود: خوب اونها چیزی درباره تاریخ نمی دانند. قاجاریه در واقع ایران را نجات داد. آغا محمد خان جلوی فروپاشی کشور رو با تاسیس سلسله قاجاریه گرفت!؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;من در واقع پاسخ دندان شکنی گرفتم!!؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-9175432950288236397?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/9175432950288236397/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/10/blog-post.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/9175432950288236397'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/9175432950288236397'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/10/blog-post.html' title='قاجاریه و مکانیکی'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-8354413052629851221</id><published>2010-09-26T02:53:00.000-07:00</published><updated>2010-09-26T02:57:54.148-07:00</updated><title type='text'>اوباما و رضوی فقیه</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;پس از مصاحبه اوباما با بی بی سی فارسی , این شبکه با سه کارشناس درباره این صحبتها گفتگو کرد که دو نفر از آنها , صادق صبا و داریوش کریمی , از طرف بی بی سی و سومی سعید رضوی فقیه از ایران بودند. طبعا دو کارشناس بی بی سی سخنان اوباما را بیشتر تفسیر کردند و سخنان او را در راستای اهدافش منطقی دانستند. از جمله این که او می خواسته تکرار کند که حساب مردم ایران را از دولت جدا می داند, تحریمها را برای فشار به دولت انجام می دهد و مردم هم باید آنرا ناشی از عملکرد دولت خود بدانند و ...اما سخنان متفاوت سعید رضوی فقیه از یک طرف مجری برنامه را به تعجب واداشت و از سوی دیگر مرا به وجد! چرا که فضای صحبتها را به حس واقعی مردم ایران نزدیکتر کرد. رضوی فقیه در پاسخ به این سوال که سخنان اوباما را چطور دیدید؟ گفت: خوب نبود! متاسفانه نه مخالفان داخلی و نه مخالفان خارجی احمدی نژاد هنوز روش مناظره یا مقابله با او را یاد نگرفته اند. هنوز نمی دانند که او با مطرح کردن موضوعاتی که دلیل برای اثبات هر دو وجه آن هست یا مسائلی که چالشی اند اما موضوع اصلی نیستند حریف را به واکنش وامی دارد و عملا انرژی حریف را صرف واکنش به اقدامات و گفته های غیر متعارف خود می کند و او را از اصل موضوع باز می دارد و این بحران آفرینیهای او کاملا هوشمندانه است. رضوی فقیه درباره تحریمهای امریکا هم نظری مخالف اوباما ارائه کرد و گفت: تحریمها نظر مردم ایران را درباره امریکا منفی تر می کند و حکومت ایران را در موضع مظلوم قرار می دهد و راهی برای توجیه مشکلات باز می کند. به طور کلی از نظر رضوی فقیه این مصاحبه اوباما یک واکنش عصبی از سوی امریکا به حرکت هوشمندانه احمدی نژاد تلقی شد و از نظر او روش درست این بود که مانند نامه های او به سران جهان پاسخی به گفته های او داده نشده و بدین صورت مشروعیتی هم به او داده نشود. بارها دیده ایم که یک اتفاق سیاسی در نظر ایرانیان و رسانه های خارج ایران تکان دهنده و تاثیر گذار قلمداد شده در حالیکه هیچ تاثیری بر فضای سیاسی ایران نگذاشته است و بر عکس, اتفاقی که برای ما در ایران تاثیر گذار است در نگاه آنها اهمیت چندانی ندارد. مثالهای زیادی برای این اتفاقات در سی ساله پس از انقلاب وجود دارد و مخصوصا پس از انتخابات بیشتر هم شده است. به نظر من هم ایرانیان خارج از کشور و هم دولتهایی که می خواهند تغییراتی در حکومت یا وضع مردم ایران ایجاد کنند , باید برای دیدن تاثیر اقدامات خود بیش از هر چیز از فعالین سیاسی یا کارشناسان داخل کشور نظر بخواهند تا هم اقدامات درست تری انجام دهند و هم از هر اقدام مردم ایران شگفت زده نشوند.مسئله دیگری که رضوی فقیه به درستی به آن اشاره کرد اقدامات واکنشی در برابر احمدی نژاد است. این مسئله در جناح همفکر احمدی نژاد یک تاکتیک است, اگر دوره ریاست جمهوری خاتمی را به یاد بیاوریم این تاکتیک را به وفور میبینیم. به گفته خود خاتمی برای دولت او هر نه روز یک بحران آفریدند و عملا وقت و انرژی دولت خاتمی صرف جمع و جور کردن این بحرانها می شد. مثلا یکی از شیوه های تکراری در این حکومت یافتن موضوعاتی است که به قول خودشان توهین به مقدسات تلقی می شود , از مقاله ای در یک نشریه دانشجویی گرفته تا پاره کرده عکس امام و کاریکاتور امام و کاریکاتور پیامبر و آتش زدن قرآن و ... . سپس رسانه ها از جیب بیت المال شروع به شلوغ کردن قضیه می کنند و فضایی ایجاد می کنند که یا مثل خاتمی هر روزش صرف همراهی با این محکوم کردنهای حاشیه ای بشود و یا در غیر این صورت شما را به ضدیت با امام و قرآن و اسلام متهم می کنند. حال این شیوه آزموده شده را به را به ورطه بین المللی کشانده اند و می خواهند حریف را به مسائل حاشیه ای بی مرتبط مشغول کنند, موضوعاتی مثل یازده سپتامبر و هولوکاست که اصلا ارتباطی به رابطه ایران و امریکا ندارند. بهترین روش مقابله با این جنجال سازی ها همان است که رضوی فقیه گفت: بی توجها به این شلوغ کاریها و مشروعیت ندادن به سخنان این چنینی.     &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-8354413052629851221?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/8354413052629851221/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/09/blog-post.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/8354413052629851221'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/8354413052629851221'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/09/blog-post.html' title='اوباما و رضوی فقیه'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-5805675691065385871</id><published>2010-08-04T02:23:00.001-07:00</published><updated>2010-08-05T05:07:18.213-07:00</updated><title type='text'>ادب مرد به ز دولت اوست</title><content type='html'>&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;محمد قوچانی به سبک و سیاق پس از انتخابات یا به عبارت بهتر پس از آزادی ناگهانی اش از زندان دست به قلم شده و مطلبی با عنوان " هنر مرد به ز دولت اوست " در شماره 4 مهر نامه نوشته که مانند بقیه مقالاتش در طول این مدت احتمالا سیل نقدهای وارده بر آن بزودی نوشته می شود و محل بحثهای متفاوتی خواهد شد .&lt;br /&gt;برای من و امثال من خواندن آن نقدها بسی لذت بخش تراز خود مقالات است, چرا که با خواندن مطالب پر از استدلالات بی ربط و منطق های عجیب و غریب و ربط دادنهای بی بدیل در تاریخ دچار نوعی سردرگمی و بهت در موضوع مورد بحث می شویم. نه خودمان اشراف کاملی به بحثهای گفته شده داریم که از این بهت بیرون آییم و نه توانایی مقابله با ادبیات و قلم محمد قوچانی را در خود میبینیم. اما هر چه پیشتر می رویم به نظر منطق قوچانی خودش را هم دچار سر در گمی می کند و برای فرار, از همان روشی استفاده می کند که حکومت جمهوری اسلامی. چند نکته درباره بخشهایی از این مقاله توجه مرا به خود جلب کرد و وادارم کرد پس از مدتی مطلبی در وبلاگ بنویسم.&lt;br /&gt;در آغاز مقاله محمد قوچانی گفته می خواهد از منظر علم سیاست وقایع انتخابات و پس از آن را بررسی کند, منظری که تا به حال مغفول مانده است و تاکید کرده "&lt;span style="FONT-WEIGHT: bold"&gt; حتی به میزان رای این دو جناح هم کاری نداریم و در دام این بحث که کدام جناح درباره رای خود چه ادعایی دارد هم نمی افتیم.&lt;/span&gt;" به نظر من منشا تحلیلهای این چنینی همین پیش فرض است. در مقالات قبلی قوچانی هم ( البته پس از آزادی ) همواره سعی شده به موضوع انتخابات بدون بررسی خود انتخابات نگاه شود و مورد تحلیل قرار گیرد و آنگاه از سران جنبش سبز انتقاد شود و راه حلهای جایگزین به آنها پیشنهاد شود. در صورتی که بدون پاسخ به این سوال که " آیا در انتخابات تقلب شده یا نه؟" همه نسخه های پیشنهادی بی معناست. در ادامه نویسنده کاملا تحلیل پیش از انتخابت حامیان احمدی نژاد را به عنوان حقیقتی روشن ذکر می کند, آنجا که می گوید " &lt;span style="FONT-WEIGHT: bold"&gt;انتخابات با شعار تغییر شکل گرفت...کارگزاران این تغییر همان کسانی بودند که از سال 1360 دولت را در اختیار داشتند و دولت اخیر را نافی بدنه بوروکراتیک 24 سال قبل از خود می دانستند&lt;/span&gt;."&lt;br /&gt;می توان به کاندیدانوری موسوی بعد از سکوت بیست ساله دو نوع نگاه داشت: نگاه اول که در گفته های موسوی دیده می شود این است که ( نقل به مضمون): " &lt;span style="FONT-WEIGHT: bold"&gt;من یه انقلابی هستم, شما چطور میگی ساکت باش؟ این آقا مملکت رو کرده پر از دروغ, پر از نفاق, پر از فریب..&lt;/span&gt;.", یعنی به طور کلی روند مدیریت کشور را در مسائل مختلف اقتصادی, فرهنگی, اجتماعی و سیاسی بحران زا, نامطمئن و بدون کارشناسی و خطرناک دیده و برای جلوگیری از سقوط کشور و نظامی که دلبسته آن است وارد صحنه شده است. در نگاه دیگر می توان این طور نگریست که " &lt;span style="FONT-WEIGHT: bold"&gt;من در برابر یک نفر نیستم, من مقابل سه کاندیدا هستم که به مدیریت آقای هاشمی و با صحنه گردانی آقایان خاتمی و موسوی.&lt;/span&gt;..". یعنی محمود احمدی نژاد در برابر 24 سال قبل از خود. نظر محمد قوچانی به کدام تحلیل نزدیکتر است؟&lt;br /&gt;در ادامه مقاله روند حرکت موسوی را از یک اصلاح طلب اصولگرا و نخست وزیر امام و "رهبری"! به سمت یک منتقد نظام تشریح کرده گفته موسوی هر چه منتقد تر شد بیشتر مورد توجه قرار گرفت و همین موضوع او را به این سمت سوق داد و البته غلبه مجاهدین انقلاب و مشارکت بر حلقه اول یاران موسوی, نزدیکی بی قید و شرط به هاشمی رفسنجانی و واکنش محمود احمدی نژاد در مناظره های تلویزیونی هم در این مهم تاثیر گذار بود. نتیجه ای که قوچانی از این بحث گرفته جالب است:&lt;br /&gt;"&lt;span style="FONT-WEIGHT: bold"&gt;در مقام ناظر باید گفت احمدی نژاد بر بستر اقدامات خود در دولت نهم و تلاش برای نمایندگی طبقه محروم از طریق عرضه مستقیم ثروت که طبعا حضوری مستمر در صدا و سیما داشت و نیز طرحهای اقتصادی خود و استفاده حرفه ای از فرصت مناظره توانست بر بستری که موسوی ناگزیر در آن قرار گرفته بود نماینده هاشمی و خاتمی و همه کارگزاران شده بود , همه قدرتمندان را حریف خود نشان دهد و نه فقط رای اصولگرایان که رای برخی معترضان سنتی حاکمیت را هم بدست آورد. بدین ترتیب محمود احمدی نژاد در مقام یک پیروز از مناظره های تلویزیونی خارج شد."&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;کلید طلایی این منطق همان سوال ابتدایی ماست: تقلب در انتخابات, آری یا نه؟این نوع تحلیل البته تکراری است, اما در کیهان و ایران و وطن امروزو ...البته آنها صریحترند و می گویند که به همین دلایل مردم به کسی رای دادند که مقابل قدرتمندان ایستاد و در نهایت او پیروز مناظره ها در نتیجه پیروز انتخابت شد. اگر احمدی نژاد را پیروز مناظره ها بخوانیم قطعا او را پیروز انتخابات نیز خوانده ایم. چرا که اصولا پیش از مناظره ها موج سبز بدان صورت خود را نشان نداده بود و و همانطور که خود قوچانی گفته با منتقدتر و صریح تر شدن موسوی و البته هتاکی احمدی نژاد , تازه اقبال به موسوی اوج گرفت. قوچانی از یک سو می گوید موسوی با منتقد تر شدن محبوب تر شد که بر اساس همان علم سیاستی که قوچانی می گوید پس مسیر درستی را رفته, و از سوی دیگر احمدی نژاد را پیروز مناظره ها می خواند. در ادامه مقاله با اشاره به جمله مشهور موسوی در مناظره که " ادب مرد به ز دولت اوست" هنر سیاستمدار را کسب قدرت می خواند. باز هم سوال قبلی پابرجاست, اگر در انتخابات تقلب شده که موسوی این هنر را داشته و قدرت را کسب کرده و اگر هم تقلب نشده پس مشکل پیش فرض است, چرا که قوچانی چگونه می خواهد به قول خود از اردوی اصلاح طلبانی که می گویند تقلب شده تحلیل این چنینی دهد با این پیش فرض که تقلب نشده!&lt;br /&gt;شاهکار مطلب اینجاست که قوچانی می گوید موسوی باید از سالها پیش از انتخابت حزب تشکیل می داد تا از شکل گیری بحران نامزدی در اصلاح طلبان جلوگیری کند و بتواند از نیروی حزبیش برای انتخابات استفاده کند و چون این کار را نکرد "&lt;span style="FONT-WEIGHT: bold"&gt;آشفتگی در صف حامیان موسوی از سید رضا اکرمی تا محسن مخملباف اتفاق افتاد&lt;/span&gt;"&lt;br /&gt;این گفته ها مرا به یاد مقاله سعید حجاریان در شب پیش از انتخابات در روزنامه کلمه سبز می اندازد. حجاریان در آخرین شماره کلمه سبز پیش از انتخابت نوشته بود که ما در دوران پس از انقلاب متاسفانه روند طبیعی را طی نکرده ایم و امروز به مقابله بربریت و مدنیت رسیده ایم , در حالیکه باید پیش از مقابله چپ و راست این مرحله را پشت سر می گذاشتیم. دلیل اقبال گسترده به موسوی , دلیل حضور موسوی در انتخابت , دلیل رای دادن حدود 8 تا 10 میلیون نفر اضافی پس از سالها در انتخابات جمهوری اسلامی همه و همه در زشتی شیوه های طرف مقابل بود که بیش از همه در مناظره های تلویزیونی خود را نشان داد, همانجا که قوچانی احمدی نژاد را پیروز آن می داند. شیوه ناپسند وی در تخریب و تهمت و دروغ , همه مرددها را برای رای دادن به موسوی و در کارایی یا صداقت موسوی تردید داشتند مطمئن ساخت, نه از حب علی که از بغض معاویه.&lt;br /&gt;و اما بحث بی بدیل تاسیس حزب و روزنامه توسط موسوی! نمی دانم قوچانی در چه حال و هوایی از موسوی چنین انتظاری دارد در حالیکه خود سرنوشت حزب اعتماد ملی را در مقاله اش آورده است, حزبی که بر خلاف گفته قوچانی رها نشد, بلکه مورد هجوم قرار گرفت. قوچانی این کشور را با امریکا قیاس می کند و می گوید جمهوری خواهان و دموکراتها به اصل نظام سرمایه داری کاری ندارند و با یکدیگر در انتخابات مبارزه می کنند! آقای قوچانی, در ایران از روز برگزاری انتخابات حمله به ستادهای موسوی آغاز شد, از صبح 23 خرداد دستگیریها شروع شد, ظهر 22 خرداد اطراف وزارت کشور ( برای اولین بار در انتخاباتی که من تاکنون دیده ام) پر از یگانهای ویژه بود, همه روزنامه ها مورد هجوم لباس شخصیها قرار گرفت, دفاتر احزاب بسته و تخریب شد, هر چند کسی هم از شورای مرکزی احزاب آزاد نمانده بود و همه یا در زندان و یا متواری بودند, حال اگر موسوی حزب داشت چه میشد؟!! کلمه سبز اگر می توانست بنویسد نمی نوشت؟ اگر فشار نیروهای لباس شخصی در چاپخانه ها و هیئت های تحریریه نبود کسی برای خبر رسانی دنبال رسانه مجازی می رفت؟ شما کلا در کجا زندگی می کنید که از کسی که او را به خاطر اعتراض به نتیجه انتخابات سران فتنه می خوانند انتظار تشکیل حزب دارید؟&lt;br /&gt;قوچانی ستون پس از انتخابات نوشته خود را هم دقیقا مثل کیهان و صدا و سیما آغاز می کند: " &lt;span style="FONT-WEIGHT: bold"&gt;هنگامی که موسوی قبل از اتمام کامل رای گیری و آغاز شمارش آرا خود را برنده انتخابات معرفی کرد...&lt;/span&gt;" یاللعجب! پس فتنه از اینجا شروع شد, نه از تقلب در انتخابات, نه از حمله به ستادهای موسوی, نه از قطع پیام کوتاه در کشور, نه از قطع تلفنهای ستادهای موسوی, نه از تخلفت گسترده در پخش پولهای دولتی در روستاها و نه از کودتای انتخاباتی.&lt;br /&gt;سپس قوچانی می گوید از میان راههای موجود موسوی می بایست با پشتوانه جمعیت راهپیمایی 25 خرداد به گفت و گو با نظام می پرداخت و باید نظام سیاسی را به عنوان قاضی قانونی می پذیرفت و در پاسخ یه این مطلب که نظام قابل مذاکره نبود هم می گوید &lt;span style="FONT-WEIGHT: bold"&gt;" پاسخ روشن است. در هفته اول بعد از انتخابت تا زمانی که کار به آتش زدن سطلهای زباله و اموال عمومی نکشید فضای غالب مدارا بود"!&lt;/span&gt;! آقای قوچانی, شما اگر ندیده اید و نشنیده اید بگویم تا بدانید که دستگیریها از شنبه 23 خرداد شروع شد , حمله لباس شخصیها و یگان ویژه در روزهای 23 و 24 خرداد هم به معترضین به خشن ترین شکل ممکن جریان داشت, در همان 25 خرداد عده ای از جمله شهید سهراب اعرابی با گلوله کشته شدند. البته پس از 30 خرداد لشکر کشی حکومت عملا مرکز تهران را به منطقه جنگی تبدیل کرد و شکل دیگری از خشونت را به نمایش گذاشت و به قول شما تازه از مدارا به در آمد! نکند شما هم اعتراضات به نتیجه انتخابات را اغتشاشگری می خوانید؟ یا بازهم میخواهید در اعتراض به تقلب در انتخابت مانند 4 سال پیش آقایان به یک نامه بسنده کنند یا به خدا پناه ببرند و برای حفظ نظام از حق مردم بگذرند؟&lt;br /&gt;سخن به درازا کشید. سخن اصلی اینست که چنین استدلالاتی پر از ایراد است, حتی اگر از زبان شیوای محمد قوچانی بیان شود, قوچانی اگر واقعا اینگونه فکر می کند که یا بسیار خوشبین است (بیش از اندازه) و یا شناخت درستی از علم سیاست که درباره آن می نویسد ندارد. اگر هم سخنانش سخنان بازجویانش است که باید گفت راههای بهتری هم برای فعالیت در فضای سانسور هست, همانطور که دیگران انجام می دهند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-5805675691065385871?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/5805675691065385871/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/08/blog-post.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/5805675691065385871'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/5805675691065385871'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/08/blog-post.html' title='ادب مرد به ز دولت اوست'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-5644166194423669506</id><published>2010-06-14T13:46:00.000-07:00</published><updated>2010-06-14T13:56:07.336-07:00</updated><title type='text'>پدر مادر ما باز هم متهمیم</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;بیانیه تحلیلی و زیبای مصطفی تاجزاده به انتظار چندین ساله من برای نقد اصلاح طلبان از گذشته شون پایان داد. حتما این مطلب رو با عنوان این پست تو جرس و امروز و کلمه بخونین. من فکر می کنم به مدد این بیانیه خیلی راحتتر میشه از رهبران جنبش سبز در برابر کسانی که نسخه های تندتری برای آینده جنبش تجویز می کنن دفاع کرد. به نظرم این بیانیه تاریخی و بی مانندیه و نشون میده چرا اینقدر فشار و انفرادی بر مصطفی تاجزاده دوست داشتنی زیاد بود&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-5644166194423669506?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/5644166194423669506/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/06/blog-post_14.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/5644166194423669506'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/5644166194423669506'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/06/blog-post_14.html' title='پدر مادر ما باز هم متهمیم'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-8368792240497171993</id><published>2010-06-05T01:04:00.000-07:00</published><updated>2010-06-05T01:08:07.226-07:00</updated><title type='text'>حسن آقا</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;من احساس می کنم ذهن خیلی از چپی های اول انقلاب از اصلاح طلبان گرفته تا اعضای بیت امام هنوز تقسیم بندی خودی و غیر خودی دارد. هنوز گمان می کنند تمامیت خواهان بی رحم امروز از اهالی قبلی نظامند و از سوی دیگر نباید به خیل مخالفان خارج نشین نظام پیوست. به همین دلیل روزهایی مثل دیروز که آن برخوردها با امثال حسن آقای خمینی می شود کمی هم مرا امیدوار می کند که شاید آقایان تکانی به خود و تفکرات فسیل شده شان بدهند&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-8368792240497171993?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/8368792240497171993/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/06/blog-post.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/8368792240497171993'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/8368792240497171993'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/06/blog-post.html' title='حسن آقا'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-949103553562723663</id><published>2010-05-27T22:13:00.000-07:00</published><updated>2010-05-27T22:21:14.427-07:00</updated><title type='text'>چگونه میتوان سکولار نبود</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;با دیدن نام محمد قوچانی بالای سرمقاله آخرین شماره مهرنامه با تیتر " چرا نباید لائیک بود"  خوشحال شدم و سریع به خوندن کردم و امیدوار بودم که بعد از مدتی یه مطلب به درد بخور تو نشریات داخلی ( و نه فضای مجازی) گیرم اومده. اما هر چی جلوتر رفتم بیشتر تعجب کردم. البته من خیلی تو مباحث روشنفکری و حتی تاریخی مطلع نیستم, اما از ملغمه ای که قوچانی درست کرده بود هم داشتم شاخ در می آوردم. آسمون و ریسمون به هم بافته شده بود که آخرش یه توهین حسابی به همه روشنفکران و اهالی اندیشه تو تاریخ ایران بشه, از بازرگان و شریعتی و سروش گرفته تا روشنفکران عهد مشروطه و ...! با خودم گفتم تو که سوادت نمیرسه, خیلی قضاوت نکن, ولی خداییش دو سه روزی حالم خوش نبود و یه حس بدی از این مقاله ته ذهنم باقی موند و کلا سر حال نبودم. تا اینکه تو سایت جرس مطلبی رو با تیتر " چگونه میتوان سکولار نبود " با امضای مراد ثقفی خوندم. باز هم تاکید می کنم که من تو این مباحث خیلی کارشناس نیستم, اما اعتراف می کنم با خوندن این مطلب یه جورایی خنک شدم. شاید با همه مطالبش هم موافق نباشم , ولی وافعا از بعضی خطاباش به قوچانی کیف کردم. بهترین جمله ای هم که تو ذهنم مونده اینه که: اگه تو این شرایط نمیتونی بنویسی خب ننویس! اگه مهر نامه می خونین حتما این مطلب رو هم بخونین. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-949103553562723663?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/949103553562723663/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/05/blog-post_27.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/949103553562723663'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/949103553562723663'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/05/blog-post_27.html' title='چگونه میتوان سکولار نبود'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-7816948761904547877</id><published>2010-05-22T20:35:00.000-07:00</published><updated>2010-05-22T20:38:27.174-07:00</updated><title type='text'>دوم خرداد</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;امروز دوم خرداد است. شناسنامه نسل من. امروز ما به خودمان گفتیم که هستیم. امروز دوم خرداد است. آغاز جنبش نسل من . امروز تولد ماست به عنوان جوانان امروز ایران. تولدمان مبارک&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-7816948761904547877?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/7816948761904547877/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/05/blog-post_22.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/7816948761904547877'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/7816948761904547877'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/05/blog-post_22.html' title='دوم خرداد'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-3099214549120315429</id><published>2010-05-17T07:01:00.000-07:00</published><updated>2010-05-17T07:09:57.485-07:00</updated><title type='text'>استاد</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بی بی سی فارسی این روزها شده نمایشگاه فرهنگ و جامعه ایرانی. ناراحتیم از این که چرا باید هنر و فرهنگ ایرانی رو فقط تو شبکه بی بی سی ببینیم و خوشحال از اینکه لااقل همین شبکه الان هست که به وجود اساتیدی چون استاد شجریان به خودمون ببالیم. آخرین شاهکار بی بی سی مستند زیبای صادق صبا بود درباره این استاد آواز ایرانی که هر بیننده ای رو مبهوت خودش میکرد. خوشحالم از اینکه ملت ما چنین بزرگانی داره. این جمله استاد هیچوقت از ذهنم نخواهد رفت که :&lt;br /&gt;این آدم مردم رو خس و خاشاک خوند و گفت ما مثل سیلیم. من هم گفتم خوب, من هم میشم صدای این خس و خاشاک. همین خس و خاشاک اگه طوفان بشن چشم آدم رو کور میکنن&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-3099214549120315429?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/3099214549120315429/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/05/blog-post_17.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/3099214549120315429'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/3099214549120315429'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/05/blog-post_17.html' title='استاد'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-90093758496966522</id><published>2010-05-07T05:15:00.000-07:00</published><updated>2010-05-07T05:16:36.458-07:00</updated><title type='text'>پاسخ به نیک آهنگ کوثر</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آقای کوثر عزیز. ممنونم از پاسخ شما. من در کلیات این سخن که نباید کار رسانه ای را با فعالیت سیاسی اشتباه گرفت موافقم. و موافقم که کار رسانه نه انقلاب است و نه تعویض دولت. بحث بر سر مصداقهاست. من میگویم تعداد زیادی از روزنامه ها و روزنا مه نگاران عصر اصلاحات در این محدوده ای که شما گفته اید نمی گنجند. اینان نه کار سیاسی کردند و نه انقلاب. هدف اطلاع رسانی شفاف بود و حفظ بی طرفی. حال اگر گردش آزاد اطلاعات همیشه به ضرر یک گروه تمام میشود مشکل از همان تفکر است , نه از حریفی که هوادار گردش آزاد اطلاعات است. دقت کنید که منظور ما روزنامه هایی چون جامعه, توس, شرق و .. است&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-90093758496966522?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/90093758496966522/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/05/blog-post_07.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/90093758496966522'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/90093758496966522'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/05/blog-post_07.html' title='پاسخ به نیک آهنگ کوثر'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-5903091902485173547</id><published>2010-05-04T03:22:00.000-07:00</published><updated>2010-05-04T03:31:26.408-07:00</updated><title type='text'>نیک آهنگ کوثر</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: justify;"&gt; نیک آهنگ کوثر از روزی که از ایران رفته روز به روز از یه روزنامه نگار هنرمند دورتر شده و به یه فعال سیاسی غر غروی خارج نشین تبدیل شده. تو این مدتی که تو روز آنلاین هم می کشه خیلی کم پیش اومده که من با دیدن یکی از کاریکاتوراش یه لبخندی بزنم و از هنرش لذت ببرم. انگار فضای سانسور رسانه ای ایران تونسته بود این کاریکاتوریست رو با ذوق نگه داره, اما فضای آزاد اونور آب باعث شده تندترین حرفهای روز رو به شکل کارتونی بکشه و پیچیدگی و ظرافت هنر رو کاملا از یاد ببره. بر عکس نیک آهنگ, هر کاریکاتوری که از مانا نیستانی میبینم هنوز کاملا سرشار از هنر و زیباییه. مانا میدونه که کاریکاتوریست و روزنامه نگار قرار نیست فریاد بزنه, قرار نیست شعار بده, قرار نیست فحش بده و ... . دیشب که در سالروز آزادی مطبوعات برنامه 60 دقیقه بی بی سی بعد از مسعود بهنود و ابراهیم نبوی با نیک آهنگ کوثر تماس گرفته شد تعجب کردم. چون اصولا رده کارشناسان بی بی سی بالاتر از این حرفهاست. خیلی طولی نکشید که حدسم درست از آب در اومد و نیک آهنگ حرفهایی زد که حتی جمال موسوی ( مجری برنامه ) هم نتونست یه این راحتیها از کنارش بگذره. خلاصه حرفها این بود که پس از دوم خرداد روز نامه نگاران عملا پیاده نظام یه بخش از قدرت , بولتن نویس یه حزب, سربازان بخش ضعیفتر حکومت و قلم به دست عده ای سودجو شدند که این سوئ استفاده احزاب از این روزنامه نگاران نتیجه ای جز این چه میبینیم نداشت. در نتیجه طبیعیه که بخش قدرتمند تر حکومت برای برخورد با حریف به سراغ ضعیفترین گروه حریف میره که همون اهالی مطبوعاتن. حتی در پاسخ به سوال بجای جمال که پرسید :" پس به نظر شما باید به حکومت حق داد که با روزنامه نگاران این برخوردها رو انجام داده و باید از سازمانهای بین المللی که ایران رو در لیست بزرگترین دشمنان مطبوعات قرار دادند انتقاد کرد که خوب شرایط ایران رو درک نکردن! " پاسخ داد:" از موضوع خارج نشیم. در این که حکومت دشمن مطبوعاته شکی نیست اما طرف مقابل هم آش دهن سوزی نیست که سابقشون این موضوع رو نشون میده!!" بدتر از همه این که این روزنامه نگار روزنامه های دوره خاتمی از روزناه های اون دوره با نام روزنامه های زنجیره ای یاد کرد و کار کردن تو اون روزنامه ها رو مصداق بولتن نویسی دونست. در پاسخ به این نوع نگاه فقط کافیه به چند مطلب اشاره کرد: اولا این که اگه منظور ما از روزنامه های پس از دوم خرداد مشارکت و اقباله شاید بشه بخشی از حرفهای شما رو پذیرفت . ولی واقعا درباره روزنامه های جامعه, نشاط, شرق, شهروند امروز و بقیه هم این حرفها صدق میکنه؟ یا درباره نشریات وزینی مثل پیام امروز و ایران فردا چطور؟ آیا روزنامه نگارانی مثل مسعود بهنود, شمس الواعظین, محمد قوچانی و خیلیهای دیگه که همه سابقه زندان رفتن هم دارن بولتن نویسن؟! اصلا اینها برای کدوم بخش قدرت قلم میزنن که همیشه تو سری خورن؟! سابقه اصلاح طلبان تو مبارزه با مطبوعات رو ذکر کردی, اگه منظور دهه 60 شمسیه که واقعا خسته نباشی با این نبش قبر, اونهم تو دوره ای که همه دنبال اینن که در برابر گروه تمامیت خواه حاکم متحد باشن شما از ملی مذهبیها هم شاکی تر شدی! اگه هم دهه های بعد رو میگی که همه از خاتمی شاکین که چرا شکایتش از روزنامه های دروغ پردازی مثل کیهان پس گرفت, کی اصلاح طلبان پس از دوم خرداد با روزنامه  و گردش آزاد اطلاعات مقابله کردن؟! آقای عصبانی؛ کاملا مشخصه که چقدر از اصلاح طلبان شاکی هستی, حالا یا انتقادهای کلی که از عملکردشون داری ( که کاملا هم درسته ) یا به خاطر سکوتشون در برابر زندان رفتن و هزینه دادن امثال شما. اما امروز نه اصلاح طلبی باقی مونده و نه اصلاح طلبان صاحبان جنبش سبز مردم ایرانن. امروز قاطبه مردم ایران از تمامیت خواهان شاکی هستن و  با رهبری رهبران با شعوری که حتی با شکستن خطوط قرمز دهه 60 خودشون دنبال افزودن بر تعداد سبز اندیشان ایرانن, میخوان کشورشون رو نجات بدن. ا.نوقت شما میخوای همون 4 تا فعال سیاسی اصلاح طلب به درد بخور ( البته پر اشتباه ) رو هم از اردوی خودی برونی؟ شما هم خودی و غیر خودی تعریف می کنی؟! &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-5903091902485173547?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/5903091902485173547/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/05/blog-post.html#comment-form' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/5903091902485173547'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/5903091902485173547'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/05/blog-post.html' title='نیک آهنگ کوثر'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-4187727934257134712</id><published>2010-04-19T11:36:00.000-07:00</published><updated>2010-04-19T11:45:30.449-07:00</updated><title type='text'>توقیف بهار</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;اگه مشکل روزنامه ها منم همینجا رسما اعلام می کنم بنده دیگه روزنامه نمی خونم , این بیچاره ها رو از نون خوردن نندازین! روزنامه بهار هم توقیف شذ به سلامتی. البته من دیگه آبدیده شدم و اون حالتی که بعد از بستن مشارکت و صبح امروز و شرق و شهروند امروز و اعتماد و اعتماد ملی و کلمه سبز و ... داشتم دیگه ندارم. خبرها میرسه بالاخره.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-4187727934257134712?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/4187727934257134712/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/04/blog-post_19.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/4187727934257134712'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/4187727934257134712'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/04/blog-post_19.html' title='توقیف بهار'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-4394751017121875096</id><published>2010-04-14T02:42:00.000-07:00</published><updated>2010-04-14T02:57:12.441-07:00</updated><title type='text'>انیشتین</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;به وقتش از مردم خواهش می کنم یک مقداری از تهران بیرون بروند .&lt;br /&gt;من با این جمله که دو تا بچه کافیه مخالفم .&lt;br /&gt;من با محاسباتی که انجام داده ام فکر می کنم حداقل حدود پنج میلیون نفر باید از تهران بروند که اگر اتفاقی افتاد بتوان آن را جمع کرد .&lt;br /&gt;هر چثدر ما در این زمینه جلو برویم و تعداد بیشتری از تهران بروند , برنده تر هستیم.&lt;br /&gt;این گروه احمقی که امروز در دنیا سر کار هستند مثل آدمای احمق و عقب افتاده هستند.&lt;br /&gt;همه این جملات را در همین 2 روز اخیر رییس دولت بعد از نهم فرموده اند.&lt;br /&gt;تنها چیزی که به ذهن من میرسد شعر نیما دهقانی در همایش موج سوم است که گفت:&lt;br /&gt;میگه ارزانی بی سابقه است این         انیشتینه ! خدایا نابغه است این&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-4394751017121875096?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/4394751017121875096/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/04/blog-post_14.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/4394751017121875096'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/4394751017121875096'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/04/blog-post_14.html' title='انیشتین'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-6152436417958387091</id><published>2010-04-08T04:56:00.000-07:00</published><updated>2010-04-08T04:59:52.604-07:00</updated><title type='text'>تابلو</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;متن تابلویی که تو فواصل یک کیلومتری هم تو اتوبان تازه افتتاح شده قزوین رشت نصب شده :&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;دستاوردی دیگر از خدمتگزاران نظام مقدس&lt;br /&gt;جمهوری اسلامی ایران, در دولت دهم&lt;br /&gt;همزمان با فرا رسیدن, بهار طبیعت&lt;br /&gt;بهره برداری از پروژه آزاد راه&lt;br /&gt;قزوین – رشت&lt;br /&gt;را به ملت شریف ایران&lt;br /&gt;بویژه مردم ولایتمدار گیلان&lt;br /&gt;تبریک عرض می نماییم.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;من چند تا سوال در این باره دارم که لازمه مطرح کنم:&lt;br /&gt;اول: کلا مفهوم این جمله چیه؟ یعنی از نظر دستور زبان فارسی این جمله یعنی چی؟&lt;br /&gt;دوم: هیچ بنی بشری تو اون روابط عمومی محترم نبوده که قبل از اینکه صذ تا صد تا بنر رنگی چاپ کنن یه بار این جمله و لااقل جای ویرگولاش رو بخونه و چک کنه؟&lt;br /&gt;سوم: این نسبت دادن بزرگراه به دولت بعد از نهم و مخصوصا نابغه قرن وزیر راه دکتر بهبهانی هم منو کشته. خود من لا اقل از 5 سال پیش تو بخشهایی از این اتوبان می رفتم و میومدم. از کیفیت آسفالتش میشه فهمید که چند سال از ساختش میگذره.&lt;br /&gt;چهار: درسته که روبان افتتاح رو حضرات بریدن ولی من موندم اتوبانی که نه پمپ بنزین داره , نه علائم درست و حسابی و نه چراغ و ... و تازه وسطش باید از اتوبان خارج شین و از وسط دو تا شهر عبور کنین و درباره برگردین تو اتوبان , افتتاحش عجب افتخاری داره جدا. آدم یاد راه آهن معروف میافته.&lt;br /&gt;پنج: ارتباط افتتاح اتوبان به ولایتمدار بودن مردم منطقه را با ذکر مثال و رسم نمودار و ... ( 3 نمر)ه&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-6152436417958387091?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/6152436417958387091/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/04/blog-post.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/6152436417958387091'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/6152436417958387091'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/04/blog-post.html' title='تابلو'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-5006985979971304642</id><published>2010-03-20T23:00:00.000-07:00</published><updated>2010-03-21T02:32:23.760-07:00</updated><title type='text'>سال صبر و استقامت</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;گر تو سبزی سبزم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;گر تو شادی شادم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;وطنم ایرانم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;عید آن روز مبارک بادم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;که تو آبادی و من آزادم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;سال صبر و استقامت مبارک&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-5006985979971304642?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/5006985979971304642/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/03/blog-post_20.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/5006985979971304642'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/5006985979971304642'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/03/blog-post_20.html' title='سال صبر و استقامت'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-406656120489915926</id><published>2010-03-01T14:24:00.000-08:00</published><updated>2010-03-01T14:33:20.034-08:00</updated><title type='text'>توقیف</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;اعتماد و ایراندوخت هم توقیف شدن. حالا دوست دارم قیافه این دوستان مثلا میانه رو و معتدل رو ببینم که میگن نباید تند روی کرد و از این حرفا. آخه وقتی اعتماد هم تحمل نمیشه دیگه چه امیدی میشه به همچین حریفی داشت؟ لابد آقای خاتمی فردا می فرمایند: حکومت نباید روزنامه ها را ببندد و این کار بد است&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-406656120489915926?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/406656120489915926/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/03/blog-post.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/406656120489915926'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/406656120489915926'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/03/blog-post.html' title='توقیف'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-4798648698282735146</id><published>2010-02-22T02:20:00.000-08:00</published><updated>2010-02-22T02:52:42.475-08:00</updated><title type='text'>نه غربی, بلکه شرقی</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;نه شرقی, نه غربی, جمهوری اسلامی&lt;br /&gt;این شعار محوری ترین شعار دهه اول انقلاب ایران در دوره حیات بنیانگذار این نظام بود. در دوره ای که جهان به دو قطب شرق و غرب تقسیم می شد و هر کشوری خود را نزدیکتر به یکی از این دو قطب می دانست ایران همواره خود را قطب سوم می خواند و حتی در تدریس کتب درسی برای ما نوجوانان در کتب دوره راهنمایی , اقتصاد را به سه شیوه کمونیستی, سرمایه داری و اسلامی طبقه بندی میکرد. من به عنوان یک نوجوان هیچگاه پاسخ این پرسش را نفهمیدم که تعریف ما به عنوان قطب سوم چیست؟ در واقع همه این شعارها و تعاریف جز تاکید بر متفاوت بودن  تعریف دیگری نداشت. به نظر می آمد که خود نویسندگان هم به درسنتی نمی دانند چه هستند و قرار است این قطب سوم چه خصوصیانتی داشته باشد&lt;br /&gt;امروز اما پس از گذشت سه دهه همه چیز متفاوت است. امروز حتی در شعار هم ما قطب سوم نیستیم. . با نگاهی به برنامه های صدا و سیمای حکومتی ایران کشور را رسما از اقمار روسیه میبینید. کافیست نگاهی به برنامه های کارشناسی شبکه خبر درباره پیروزی هواداران روسیه در انتخابات اوکراین و ذوق زدگی ایران در این باره بیاندازید تا ماجرا آشکارتر شود. با وجود همه شعارهای پس از انتخابات و واضح بودن جانبداری چین و روسیه از حکومت ایران , هیچگاه چنین آشکار ایران به اصطلاح روسی نشده بود. به عنوان مثال در بخشی از این گزارش یانکوویچ کاندیدای پیروز اوکراین را کاندیدای ملی گرایان و حریف را کاندیدای غربگرا خواند. این در حالی است که همه میدانند یانکوویچ رسما هوادار روسیه است و این موضوع را مخفی هم نمیکند. نکته جالب اینجاست که دلیل اصلی بحران اقتصادی اوکراین در دوره غربگرایان قطع صادرات گاز روسیه به اوکراین بوده و دلیل انقلاب نارنجی اوکراین هم تقلب گسترده هواداران روسیه در انتخابات دوره پیش بوده است. در این برنامه گزارشی از وضعیت کشورهای اقماری شوروی پس از فروپاشی این کشور ارائه شد که به نظر من اگر خود پوتین می خواست گزارشی بنویسد چندان تفاوتی با این گزارش نداشت. این برنامه روسیه را کشوری مظلوم می خواند که در برابر توسعه طلبی آمریکا ایستادگی کرده و پس از روی کار آمدن پوتین توانسته با قدرت در برابر غرب مقاومت کند.&lt;br /&gt;یادم نمیرود که هواداران دولت کنونی توافق دولت اصلاحات با غرب را بر سر برنامه هسته ای ایران به عهد نامه ترکمنچای تشبیه کردن, غافل از اینکه این عهد نامه ننگین را همین روسها بر ما تحمیل کردند. کاش این جماعت یا کمی تاریخ می خواندند یا  کمی دلشان برای این مملکت می سوخت.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-4798648698282735146?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/4798648698282735146/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/02/blog-post_22.html#comment-form' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/4798648698282735146'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/4798648698282735146'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/02/blog-post_22.html' title='نه غربی, بلکه شرقی'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-6630218575834550602</id><published>2010-02-20T12:15:00.000-08:00</published><updated>2010-02-20T12:33:44.869-08:00</updated><title type='text'>درشهر خبری هست؟ نیست</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;روزی سه بار راس ساعت مقرر از فیلتر های سخت گیر حکومت فخیمه رد میشی تا ببینی آیا در شهر خبری هست؟..... نیست. ومن منتظرم. منتظر چی؟ نمیدونم&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-6630218575834550602?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/6630218575834550602/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/02/blog-post_20.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/6630218575834550602'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/6630218575834550602'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/02/blog-post_20.html' title='درشهر خبری هست؟ نیست'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-6306946944408024839</id><published>2010-02-07T12:06:00.000-08:00</published><updated>2010-02-07T12:33:55.397-08:00</updated><title type='text'>سیاست زدگی</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;نمیتونم با این دسته آدما ارتباط برقرار کنم. آدمایی مثل مهمونی امشب که  درباره مسائل روزمره زندگیشون صحبت می کنن و از افزایش قیمت فلان و بهمان و تورهای نوروزی و شوخیهای بامزه و بی مزه حرف میزنن و بعد از 2 ساعت هنوز کسی نگفته که هفته آینده 22 بهمنه و شیخ اصلاحات امروز بیانیه داده و میر حسین هم همه رو دعوت کرده و ...! فضای شدیدا سیاست زده جامعه ایرانی اجازه خودنمایی به بقیه علایق و مسائل زندگی رو نمیده. اصلا حوصله ای برام نمونده که درباره فوتبال و فیلم و .. وقت بذارم یا صحبت کنم. دوستانی دارم که با اینکه مواضعشون مثل منه دارن زندگی شون رو مثل روزهای قبل از انتخابات ادامه میدن و در کنارش اخبار رو هم دنبال میکنن. برای من اما شرایط خیلی فرق می کنه, من همیشه روزنامه می خوندم اما امروز همه علایقم خلاصه شده به خوندن و خوندن . روزنامه, اینترنت و البته ایران دخت. انگار هر لحظه منتظر یه اتفاقم. اصلا نمیتونم با آدمایی که با شرایط سیاسی جامعه مثل یکی از تفریحات زندگیشون برخورد میکنن هم کلام بشم. متاسفانه میبینم کسانی رو هنوز دارن میگن نباید همه چیز رو سیاسی دید و باید برای خدمت به ایران هر کسی کار خودشو بکنه و مشکل ما ایرانیها سیاست زدگیه و ...! از دست چنین آدمایی پناه میبرم به تنهایی و اینترنت و روزنامه و بی اختیار روابطم محدود شده به آدمایی که مثل من هر چند ساعت یه سری به بالاترین میزنن تا اخبار رو دنبال کنن. نمیدونم این فضا قراره تا کی ادامه داشته باشه و به کجا ختم بشه. ولی حالا حالاها من یکی حوصله تفریح و زندگی معمولی رو اصلا ندارم&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-6306946944408024839?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/6306946944408024839/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/02/blog-post.html#comment-form' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/6306946944408024839'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/6306946944408024839'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/02/blog-post.html' title='سیاست زدگی'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-6881940864524247350</id><published>2010-01-26T09:04:00.000-08:00</published><updated>2010-01-26T09:09:29.910-08:00</updated><title type='text'>بازی کیهانیان</title><content type='html'>&lt;h2 style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;با خواندن سخنان کروبی اصلا فکر نمی کردم چنین جنجالی به پا بشه. باورم نمیشد که هنوز ساده اندیشانی باشن که اسیر بازی کیهانیان و فالس نیوز بشن. اما میبینم که خیلیا دارن یکی از شجاعترین سرمایه های جنبش سبز رو با یه بازی مسخره از دست میدن. خوشحالم که مسعود بهنود عزیز این روزها سریع مطلب مینویسه و با این بیا شیوا نیازی نیست که من حرف دیگه ای بزنم. بخونین&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/h2&gt;&lt;h2 style="text-align: justify;"&gt;شما پیروزید، عربده شان از ترس است&lt;/h2&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;" class="author"&gt; &lt;div class="news-author-section"&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="news-author"&gt;&lt;a href="persian/author/name/-099fb01f43.html"&gt;مسعود  بهنود&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;   &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;" class="content"&gt; &lt;p&gt;ما عاشقان فوتبال بودیم فرقی نداشت که هوشنگ ابتهاج شاعر بزرگ بود یا داوود  رشیدی هنرمند نامدار، وقتی هم می رفتیم امجدیه سی چهل نفر بودیم و زنده یاد محمد  بوقی شعارها را می آورد و به تصویب می رساند و جایمان هم مشخص بود سمت چپ جایگاه.  اما دوستان نزدیکی داشتیم که  از این عشق ما به ضربه های سر همایون بهزادی و پاهای  طلائی شیری و بازی به هم ریزی حسین کلانی هیچ نمی دانستند، از قدرت پای قلیچ خبر  نداشتند. از شادی ما شاد می شدند اما دل به آن نمی دادند و مشغول کار خود بودند.  &lt;/p&gt; &lt;p&gt;مهندس فیروز اسفندیاری آرشیتکت سرشناس از جمله اینان بود که از راز دلبستگی ما  به فوتبال سر نمی آورد اما ناگزیر بود فریادهای ما را بشنود و داد و قال های ما را  تحمل کند. تا سرانجام  او هم  به جمع پیوست و به جمع تماشاگران مسابقات [البته از  طریق تلویزیون] اضافه شد. منتها وقت تماشای بازی یک سئوال همیشگی وجود داشت و هرگز  پاسخی برای آن یافته نشد. هر وقت که یک بازیکن توپی به عقب می فرستاد، برای دفاع  خودی و یا حتی دروازه بان خودی، مهندس فریاد می زد این چرا حواسش نیست باید توپ را  به طرف دیگر شوت کند. ما لب می گزیدیم و گاهگاه توضیح می دادیم که هم مربی می داند  و هم بازیکن که دروازه کدام  طرف است اما... مهندس فریاد می زند اما  ندارد توپ را  باید بیندازد به طرف دروازه حریف... &lt;/p&gt; &lt;p&gt;این هفته حرص می خوردیم و باز هفته بعد همین بساط بود. ما بالاخره هم نتوانستیم  به مهندس برسانیم که گاهی تیم باید توپ را به عقب بفرستد، گاهی در عرض زمین بازی را  وسعت دهد، همیشه به سمت هدف رفتن عاقلانه و میسر نیست. &lt;/p&gt; &lt;p&gt; چند سالی است خبر ندارم آیا مهندس اسفندیاری بالاخره  موافقت کرده است با خط  میانی تیم که گاهی توپ را به دفاع برسانند و گاهی بدهند به دروازه بان خودی یا هنوز  فکر می کند الا و لله باید توپ رو به دروازه حریف شوت شود. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;و این حکایت دوستان ماست که دیروز با انتشار خبر گفته های کروبی درباره دولت  احمدی نژاد و مسوولیت هایش براشفته شدند که ای فغان ناموس جنبش سبز از دست رفت.  برخی همان ها بودند که با بیانیه هفدهم مهندس موسوی [و تحلیل اولیه محسن رضائی] هم  به همین فغان  افتاده بودند. انگار تیم فوتبال جنبش سبز تعهد داده که هیچ گاه هیچ  تدبیری به کار نیاورد، هیچ نقشه ای نداشته باشد. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;سیاست دنیای پیچیده ای است، پیچیده تر از فوتبال و پیچیده تر از هر علم دیگری،  از همین رو برخی ام العلومش گفته اند. در این دنیای پیچیده و پر از خدعه و توطئه  نمی توان با دلی آسان گیر و  بدون نقشه و هدف، بی استراتژی و تاکتیک حرکت کرد. در  این دنیا برای همفکران چاره ای نیست جز آن که به مربی و اجزائی از مدیریت  اعتماد  کنند. این نظم بازی است. می باید از تماشاگران ثابت قدم تیم های بزرگی مانند منجستر  یونایتد یا پرسپولیس بیاموزیم که گاه  قصه دق می کنند اما حاضر نیستند بد مربی تیم  شان و بد تیمشان گفته شود. البته لحظاتی هم هست که هواداران از مربی بر می گردند و  در همه جای دنیا معمول چنین است که اول شعار می دهند، بعد یک پلاکاردی بلند می  کنند. آن گاه مربی باید توضیح بدهد. البته همه این ها منوط به پیروزی است. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;همصدا شدن با کیهان که با شادمانی خبر داده "کوچه بن بست بود دنده عقب گرفتند"  شایسته سبز ها نیست. این ها تظاهرات کسانی است که بازی را به شما باخته اند.  دستاوردهایتان را به این آسانی نفروشید. و حالا که چنین شد بگذارید یک لمحه ای  برایتان از خرمی بهار بگویم. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;با همه گروگان ها که در زندان دارید. با داغی که از کشته شدن ندا و سهراب و محسن  و بچه ها در دل هاست، با همه ظاهر خشن و پیروزمند که می گیرند، با صد و چهل سال  حبسی که روی کاغذ به گروه اهل صلاح و قلم دادند، عدالت را به سخره گرفتند، با آن که  بسیاری از سران و پشتوانه ها را از خود رنجاندند،  با وجود آن دلهره که  در دلمان  افتاد که مبادا شما سبزها  را هم مانند خود به خشونت کشانده  باشند اما در  مقابل  پایداری نمانیده ها و منتخبانتان کم آوردند. به هزار روایت  شکست خورده اند. شکست  خورده اند چون نگاه کنید هیچ لبخندی به رویشان زده نمی شود. شکست خورده اند چون شب  ها راحت نمی خوابند. به میهمانی نمی روند، با وحشت همخانه شده اند، به جشنواره  غمزده فجر نگاه کنید که هرگز چنین وضعیتی نداشته، نگاه کنید که دستگاه پوپولیستی که  مغرور به حضور میلیونی مردم در سفرهای استانی بود جرات خارج شدن از مجموعه پاستور  را ندارد. آن از هنر، از اقتصاد، از روابطشان به روحانیت یکی نوری همدانی دارند،  نگاه کنید به وضعیت ورزش و فرار ورزشکاران. توجه کنید که در خانواده سران حتی سران  جناح راست چه می گذرد. افتخارشان این بود که دنیا از ما همکاری خواسته اما امروز به  جائی جز گویان و سرزمین های دیکتاتور زده گذرشان نیست. حتی خودشان هم به بلوف  هایشان باور ندارند، پای صحبت عقلایشان بنشیند می خندند. همان رحیم مشائی که چون  استخوانی در گلوی دستگاه احمدی نژاد مانده تنها کسی است که رسم مردمداری می داند و  با چه بذل و بخشش و کوششی توانسته دو یا سه هنرمند را ملاقات کند یا به پاستور  بکشاند. به ماتمسرای فرهنگستان ها نگاه کنید، به حرف های ضد و نقیض و درهمشان. طنز  را از همین رو تعطیل کرده اند. باری تنها و تنها سرمایه اش همان است که آقای کروبی  گفت [حکم تنفیذ رهبر] &lt;/p&gt; &lt;p&gt;گوش کنید به متلک های نهان در گفته های صفارهرندی و غلامحسین الهام. بشنوید  اشارات  صف کسانی که توسط احمدی نژاد با نهایت بی احترامی رانده شدند [لاریجانی،  دانش جعفری، فرهاد رهبر، پورمحمدی، اژه ای، حتی دکتر لنکرانی] و عنایت داشته باشید  که این ها به عدد بیش از این ها هستند و بی شمارند اما یا به احترام رهبر و یا از  بغض اصلاح طلبان خود را هوادار دولت نشان می دهند. در نهان اگر مهندس موسوی و مهدی  کروبی از صحنه کنار بروند و یا فرضا وضعیت موجود را پذیرفته بگیرند، این دولت کیست  که نداند  سه ماه ماندنی نیست. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;در چنین شرایطی اگر کسی مانند مهدی کروبی توپ را به دفاع خودی داد تا آرایش تیم  را مطابق شرایط روز کند تعجبی نباید داشت. نمی دانم چرا برخی برای تحلیل و برای نقد  و برای خشم گرفتن و راندن این همه عجله دارند. اینک این صدای از قلعه شادمانان است.  روزی که روزش شد نام تک تک عزیزان جوان را که جان در این راه دادند بزرگ می داریم.  ما وفاداریم. مقتدایمان دکتر مصدق وقتی سرطان تنشان را گرفته بود و دربار مرحمت کرد  و اجازه خروج از کشور داد، وقتی دکتر غلامحسین خان پسرش بر بالین او رفت و مژده داد  که بیمارستانی در سویس رزرو شده  "نزدیک همان آسایشگاه که دخترتان خدیجه  در سکوت  سال هاست چشم انتظارتان است" این را هم گفت که مصدق را به رفتن و معالجه و خلاص شدن  از درد سرطان تشویق کرده باشد، اما فریاد پدر شنید که گفت "مگر غلام ساواکی شده ای،  من می خواهم همین جا کنار شهیدان سی تیر دفن شوم. این ها آرزو دارند من خارج باشم و  خارج بمیرم. این آرزو را به دلشان می گذارم آن گذرنامه را پاره کن." &lt;/p&gt; &lt;p&gt;روزی نه دیر و نه دور، گذرنامه هایمان را پاره خواهیم کرد. نشان خواهیم داد که  خشونت را از آنان نگرفتیم  اما مهربانی را به آنان آموختیم. شرمسارشان خواهیم کرد و  لذت انصاف و بخشایش را به آن ها خواهیم چشاند. آن روز داغ خشم و کین را بر دلشان  خواهیم گذاشت. بدخواهان را هم مطابق حقوق انسانی و به رای قاضی نه به رای کور  خیابانی  کیفر خواهیم داد. عشق خواهیم فروخت سر هر کوچه، گلدانی خواهیم کاشت. یاوه  گویان و قلم به مزدان را شرمسار آدمی  خود خواهیم کرد. گوش کنید به صدای بانوی سبز.  صدای آسمانی عدل و آزادی را بشنوید. &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-6881940864524247350?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/6881940864524247350/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/01/blog-post_26.html#comment-form' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/6881940864524247350'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/6881940864524247350'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/01/blog-post_26.html' title='بازی کیهانیان'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-3705797828964449680</id><published>2010-01-25T12:19:00.000-08:00</published><updated>2010-01-25T12:37:14.298-08:00</updated><title type='text'>تراکتور</title><content type='html'>جای تاسفه که همه تعصب و مردانگی و غیرت آذربایجان ایران که زمانی سرزمین ستارخان و مطلع مشروطه بوده امروز خلاصه شده در تیم فوتبال تراکتور سازی, اونهم در زمانه ای که همه بیش از همیشه از مردم تبریز  و آذربایجان انتظار همراهی دارن. و البته خوش به حال حکومتی که مردمش چنین دغدغه هایی داشته باشن&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-3705797828964449680?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/3705797828964449680/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/01/blog-post_25.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/3705797828964449680'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/3705797828964449680'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/01/blog-post_25.html' title='تراکتور'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-2587185436374034680</id><published>2010-01-16T13:03:00.000-08:00</published><updated>2010-01-16T13:22:12.109-08:00</updated><title type='text'>رو به فردا</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این روزها برنامه رو به فردای تلویزیون جنجالی ترین موضوع روزه و روز به روز هم مهمانان مخالفتری به برنامه میان. شنیدن انتقادهایی که تو همین دو برنامه اخیر از زبان کواکبیان و اطاعت مطرح شده سالهاست که آرزوی همه ماست. انتقدهایی که هر چند خیلی هم حداکثری نیست اما شنیدنش تو تلویزیون سالهاست که غیر ممکنه! این برنامه جدا تونسته تو زمان پخش از اقبال مردم به ماهواره جلوگیری کنه و بتونه همه نوع مخاطب رو به خودش جلب کنه. درباره دلیل پخش همچین برنامه ای و تغییر رویه صدا و سیما میشه برداشتهای متنوعی داشت و همچنین درباره اثرات برنامه هم میشه چند نوع پیش بینی کرد . اما به نظر میاد که هدف صدا و سیما از پخش این برنامه از دو حال خارج نیست. اول اینکه حکومت به این نتیجه رسیده که نارضایتی عمومی و اعتراضات به جایی رسیده که دیگه صلاح نیست نادیده گرفته بشه و در نتیجه احساس خطر کرده و میخواد به این شکل فضا رو از خیابونها و اینترنت و ... که قابل کنترل نیست به میزهای مناظره که به هر حال میشه یه کاریش کرد منقل کنه. هدف دیگه هم میتونه این باشه که خشم و عصبیت هواداران جنبش سبز که هر از گاهی تو راهپیماییها خودشو نشون میده با شنیدن همین حداقلها از صدا و سیما فروکش می کنه و بحران تبدیل به نوعی انتقاد میده. این خودش میتونه یکی از مضرات چنین برنامه ای برای جنبش سبز باشه, هر چند میشه گفت که خیلی برای این کارا دیر شده. اما بطور کلی چنین برنامه ای دو فایده بزرگ برای سبز ها و کشور داره. در درجه اول این که یکی از بزرگترین دغدغه ها تو این روزها خبر رسانیه و تو این وانفسای رسانه ای برای این که چنین مباحثی از طبقه فرهیخته جامعه و ساکنان شهر های بزرگ به همه طبقات و مناطق کشور گسترش پیدا کنه چی بهتر از تلویزیون؟ خود من این روزها تعجب  و شگفتی رو تو صورت خیلی از کسانی که تو شهرستانها زندگی می کنند دیدم. فایده دیگر اینکه همونطور که گفتم برنامه میتونه میزان خشونت رو کمتر بکنه و این دقیقا چیزیه که رهبران داخلی و خارجی جنبش از مردم میخوان. باید صبر کرد و دید این برنامه تا کی تحمل میشه و هدف اصلیش چیه!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-2587185436374034680?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/2587185436374034680/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/01/blog-post_16.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/2587185436374034680'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/2587185436374034680'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/01/blog-post_16.html' title='رو به فردا'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-8599863431079347441</id><published>2010-01-02T09:27:00.000-08:00</published><updated>2010-01-02T09:36:39.088-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;صبح جمعه که بیانیه موسوی رو درباره حوادث عاشورا خوندم لذت بردم و افتخار کردم که جنبش سبز چنین رهبری داره و این که میر حسین تو بیانیه اش تاکید دوباره ای رو انتخابات و دولت نامشروع دهم نکرده خیلی ذهن من رو به خودش مشغول نکرد.اما بعد از دیدن واکنشها و خوندن نظرات کسانی مثل محسن رضایی و حتی جعفر گلابی تو روزنامه اعتماد ماجرا داره کم کم عوض میشه!میبینم که جدا همه دارن تعبیر میکنن که کار درست رو موسوی کرد که بالاخره دولت دهم رو به رسمیت شناخت و میخواد یه منتقد داخل نظام باشه و ... من تا امروز که گمان می کردم موسوی از یک طرف ابعاد نارضایتی عمومی و از طرف دیگه حریف بی قید و بند خودشو شناخته و میدونه که نباید به هیچ شکلی خوش خیال بود. هنوز هم درباره موسوی خیلی خوشبینم و شدیدا امیدوارم این برداشتهای من در آوردی ناشی از قوه تخیل آقایان باشه و دلیل عدم تاکید میر حسین هم صرفا یا آرام کردن فضا و یا نشان دادن عدم قدرت طلبی و نه به رسمیت شناختن دولتی که خود میر حسین دهها بار تاکید کرده با تقلب سر کار اومده و عملا از مشروعیت ساقطه.زمان همه چیز رو مشخص خواهد کرد&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-8599863431079347441?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/8599863431079347441/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/01/blog-post.html#comment-form' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/8599863431079347441'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/8599863431079347441'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2010/01/blog-post.html' title=''/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-5837435639347054623</id><published>2009-12-29T08:51:00.000-08:00</published><updated>2009-12-29T11:58:19.333-08:00</updated><title type='text'>عاشورا</title><content type='html'>&lt;meta equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"&gt;&lt;meta name="ProgId" content="Word.Document"&gt;&lt;meta name="Generator" content="Microsoft Word 12"&gt;&lt;meta name="Originator" content="Microsoft Word 12"&gt;&lt;link rel="File-List" href="file:///C:%5CUsers%5CMAHMOO%7E1%5CAppData%5CLocal%5CTemp%5Cmsohtmlclip1%5C01%5Cclip_filelist.xml"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;o:officedocumentsettings&gt;   &lt;o:relyonvml/&gt;   &lt;o:allowpng/&gt;  &lt;/o:OfficeDocumentSettings&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;link rel="themeData" href="file:///C:%5CUsers%5CMAHMOO%7E1%5CAppData%5CLocal%5CTemp%5Cmsohtmlclip1%5C01%5Cclip_themedata.thmx"&gt;&lt;link rel="colorSchemeMapping" href="file:///C:%5CUsers%5CMAHMOO%7E1%5CAppData%5CLocal%5CTemp%5Cmsohtmlclip1%5C01%5Cclip_colorschememapping.xml"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:trackmoves/&gt;   &lt;w:trackformatting/&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:donotpromoteqf/&gt;   &lt;w:lidthemeother&gt;EN-US&lt;/w:LidThemeOther&gt;   &lt;w:lidthemeasian&gt;X-NONE&lt;/w:LidThemeAsian&gt;   &lt;w:lidthemecomplexscript&gt;AR-SA&lt;/w:LidThemeComplexScript&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;    &lt;w:splitpgbreakandparamark/&gt;    &lt;w:dontvertaligncellwithsp/&gt;    &lt;w:dontbreakconstrainedforcedtables/&gt;    &lt;w:dontvertalignintxbx/&gt;    &lt;w:word11kerningpairs/&gt;    &lt;w:cachedcolbalance/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;m:mathpr&gt;    &lt;m:mathfont val="Cambria Math"&gt;    &lt;m:brkbin val="before"&gt;    &lt;m:brkbinsub val="--"&gt;    &lt;m:smallfrac val="off"&gt;    &lt;m:dispdef/&gt;    &lt;m:lmargin val="0"&gt;    &lt;m:rmargin val="0"&gt;    &lt;m:defjc val="centerGroup"&gt;    &lt;m:wrapindent val="1440"&gt;    &lt;m:intlim val="subSup"&gt;    &lt;m:narylim val="undOvr"&gt;   &lt;/m:mathPr&gt;&lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" defunhidewhenused="true" defsemihidden="true" defqformat="false" defpriority="99" latentstylecount="267"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="0" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Normal"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="heading 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 7"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 8"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 9"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 7"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 8"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 9"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="35" qformat="true" name="caption"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="10" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Title"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="1" name="Default Paragraph Font"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="11" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Subtitle"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="22" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Strong"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="20" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Emphasis"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="59" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Table Grid"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" unhidewhenused="false" name="Placeholder Text"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="1" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="No Spacing"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" unhidewhenused="false" name="Revision"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="34" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="List Paragraph"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="29" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Quote"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="30" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Intense Quote"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="19" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Subtle Emphasis"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="21" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Intense Emphasis"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="31" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Subtle Reference"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="32" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Intense Reference"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="33" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Book Title"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="37" name="Bibliography"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" qformat="true" name="TOC Heading"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:"Cambria Math"; 	panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; 	mso-font-charset:1; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-format:other; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:0 0 0 0 0 0;} @font-face 	{font-family:Calibri; 	panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:swiss; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-unhide:no; 	mso-style-qformat:yes; 	mso-style-parent:""; 	margin-top:0in; 	margin-right:0in; 	margin-bottom:10.0pt; 	margin-left:0in; 	line-height:115%; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:11.0pt; 	font-family:"Calibri","sans-serif"; 	mso-ascii-font-family:Calibri; 	mso-ascii-theme-font:minor-latin; 	mso-fareast-font-family:Calibri; 	mso-fareast-theme-font:minor-latin; 	mso-hansi-font-family:Calibri; 	mso-hansi-theme-font:minor-latin; 	mso-bidi-font-family:Arial; 	mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoChpDefault 	{mso-style-type:export-only; 	mso-default-props:yes; 	mso-ascii-font-family:Calibri; 	mso-ascii-theme-font:minor-latin; 	mso-fareast-font-family:Calibri; 	mso-fareast-theme-font:minor-latin; 	mso-hansi-font-family:Calibri; 	mso-hansi-theme-font:minor-latin; 	mso-bidi-font-family:Arial; 	mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoPapDefault 	{mso-style-type:export-only; 	margin-bottom:10.0pt; 	line-height:115%;} @page Section1 	{size:8.5in 11.0in; 	margin:1.0in 1.0in 1.0in 1.0in; 	mso-header-margin:.5in; 	mso-footer-margin:.5in; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-priority:99; 	mso-style-qformat:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; 	mso-para-margin-top:0in; 	mso-para-margin-right:0in; 	mso-para-margin-bottom:10.0pt; 	mso-para-margin-left:0in; 	line-height:115%; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:11.0pt; 	font-family:"Calibri","sans-serif"; 	mso-ascii-font-family:Calibri; 	mso-ascii-theme-font:minor-latin; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-theme-font:minor-fareast; 	mso-hansi-font-family:Calibri; 	mso-hansi-theme-font:minor-latin;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="RTL" style=";font-family:&amp;quot;;"  lang="FA"&gt;این مطلب روز عاشورا نوشته شده, اما به دلیل اختلالات اینترنت امروز نوشته میشود!&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="RTL" style=";font-family:&amp;quot;;"  lang="FA"&gt;اینجا عاشورا است و من کربلا گونه ای دیدم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="RTL" style=";font-family:&amp;quot;;"  lang="FA"&gt;اینجا عاشوراست و تهران جولانگاه سپاه افسار گسیخته ای بود که بی محابا بر لشگریانی که سیاه پوش بودند میتاخت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="RTL" style=";font-family:&amp;quot;;"  lang="FA"&gt;اینجا عاشوراست و ظهر عاشورا دیدم که پنج موجودی که خود را سیاه پوش حسین می خواندند پسرک سیاه پوشی که خود را لشگر حسین می خواند به قصد کشت میزدند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="RTL" style=";font-family:&amp;quot;;"  lang="FA"&gt;اینجا عاشورا است و من دیدم که حکومتی که زنده بودن خود را به محرم و صفر میداند در ماهی که آن را محرم الحرام میخواند مردم خویش را ...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="RTL" style=";font-family:&amp;quot;;"  lang="FA"&gt;اینجا عاشوراست و من دیدم که به نام حسین به لشگر حسین می تازند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="RTL" style=";font-family:&amp;quot;;"  lang="FA"&gt;اینجا عاشوراست و من شعله های آتش خیمه های کربلا را بر پل کالج تهران دیدم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="RTL" style=";font-family:&amp;quot;;"  lang="FA"&gt;اینجا عاشوراست و من صدای ضجه زنان را از حنجره پیروان حسین شنیدم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="RTL" style=";font-family:&amp;quot;;"  lang="FA"&gt;اینجا عاشوراست و من دلاوری پیروان حسین را که با دست خالی به مقابله با ارتشی مسلح میرفتند دیدم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="RTL" style=";font-family:&amp;quot;;"  lang="FA"&gt;اینجا عاشوراست و من کوفیانی دیدم که در عزای هزار و چهارصد سال پیش در صف غذای نذری بودند و به چند صد متر پایینتر از خود کاری نداشتند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="RTL" style=";font-family:&amp;quot;;"  lang="FA"&gt;اینجا عاشورا است و من کسانی دیدم که " در اوج ستم بر حسینی می گریستند که آزاد زیست."&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="RTL" style=";font-family:&amp;quot;;"  lang="FA"&gt;اینجا عاشورا است و من عاشورا را دیدم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-5837435639347054623?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/5837435639347054623/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2009/12/blog-post_29.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/5837435639347054623'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/5837435639347054623'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2009/12/blog-post_29.html' title='عاشورا'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-7653656592115355341</id><published>2009-12-26T10:29:00.000-08:00</published><updated>2009-12-26T10:30:04.005-08:00</updated><title type='text'>شب عاشورا</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;هیچوقت فکر نمی کردم تو نظامی که اسم نظام اسلامی داره و به قول بنیانگذارش به محرم و صفر زنده است شب عاشورا جلوی حسینیه امام خمینی مردمش رو به باد کتک و اشک آور بگیره. اگه خودم امروز اونجا نبودم و نمیدیدم و کتک  نمی خوردم باورم نمیشد که همچین اتفاقی بیافته. به قول یکی از خود آقایون که گفته امسال عاشورایی دیگه به پا می کنیم ! فقط گوینده حواسش نبوده که جایگاه آقایون الان جایگاه مظلوم نیست , یعنی اگه هم قراره عاشورایی باشه جایگاه حضرات نمیتونه حسینی باشه! این روزها صدا و سیما تمام تلاشش رو داره می کنه که واقعه عاشورا رو شبیه سازی کنه و تو دوران امروز براش مصداق تعریف کنه, ولی نکته جالب اینجاست که اصلا معلوم نیست چه جوری حساب می کنن که طرف حاکمی رو که هم چماق داره و هم زر و زور و به مخالف اجازه راهپیمایی نمیده و میزنه و میگیره و میکشه و ... میتونه خودشو تو جایگاه حسین ببینه و حریف بی سلاح کتک خورو تو جایگاه یزید!!! &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;... و فردا هم که عاشوراست...&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-7653656592115355341?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/7653656592115355341/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2009/12/blog-post_26.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/7653656592115355341'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/7653656592115355341'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2009/12/blog-post_26.html' title='شب عاشورا'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-7363803942647656654</id><published>2009-12-22T03:02:00.000-08:00</published><updated>2009-12-22T03:07:27.468-08:00</updated><title type='text'>آزادگی</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;جان پیام عاشورا همین جمله است. امام حسین در روز عاشورا در برابر کسانی قیام کرد که در ادعای دین مداری از او جلوتر بودند  و خود را خلیفه مسلمین و امام را خارج از دین تبلیغ می کردند. امام میدانست اسلامی که این جماعت تبلیغ می کنند نه دین جدش که بازگشتی است به عصر جد یزید و دشمن دیرینه پیغمبر اسلام . امام که تا روز آخر برای لشکریان دشمن خطابه میکرد همه را به حق طلبی می خواند و از همگان میخواست در این نبرد تنها راه آزادگی و حق طلبی پیشه کنند, حتی اگر دیندار نباشند, میدانست که برای شناخت حق از ناحق در کربلای آن روز تنها روح حق طلبی کافیست. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;امروز و پس از صدها سال کسانی هستند که به نام حسین و عاشورا در زمانه ایکه انباشته است از ظلم و حق کشی و این ظلم در برابر چشم هر انسان منصفی که تنها در پی منفعت خود نباشد روشنتر از روز است, هر سال سیاه می پوشندو بر سر و روی میزنند و خیرات می کنند و می گریند و اسیر بازی دلالانی می شوند که خیر دنیا و آخرت را در گریه برای حسین میدانند و نه روحیه حسینی. هر سال و علی الخصوص امسال که نشانه های جور در این آب و خاک فراوان است دوست دارم بر سر همه کسانی که به قول خود فارغ از دنیای سیاست(!!!!) مشغول عزاداری هستند فریاد بزنم که برای زنده نگه داشتن نام امام حسین حسینی زندگی کنید. اگر امام حسین هم چون شما می اندیشید و میگفت سیاست برای سیاستمداران و من به دین خود می پردازم و نماز و روزه و خیرات خود, شما امروز اصلا برای چه سیاه می پوشیدید؟ امام نه برای خلافت که برای حق طلبی, آزادگی و برقراری عدالت قیام کرد. عدالتی از جنس عدالت علی و نه عدالت صدقه ای. امام حسین نه گریه میخواست و عزاداری, امام میخواست که نمادی باشد تا همگان پس از او زینب وار در برابر دستگاه جور بایستند و فریاد برآورند که " الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم". هر بار که از ضلع شمالی میدان آزادی مقابل ترمینال می گذرم با خواندن این شعر که بزرگ بر دیوار نوشته شده سری تکان میدهم و افسوس می خورم:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;خنده کنان میرود                 روز جزا در بهشت                  &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt; هر که به دنیا کند                  گریه برای حسین&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-7363803942647656654?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/7363803942647656654/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2009/12/blog-post_22.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/7363803942647656654'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/7363803942647656654'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2009/12/blog-post_22.html' title='آزادگی'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-6106363155416925233</id><published>2009-12-20T02:35:00.000-08:00</published><updated>2009-12-20T02:39:00.142-08:00</updated><title type='text'>درگذشت آیت الله منتظری</title><content type='html'>آیت الله منتظری درگذشت. روحانی آزاده ای که به واقع توصیف این بیت زیبا است:&lt;br /&gt;گر به قدرت برسی مست نگردی مردی&lt;br /&gt;ور به ذلت برسی سست نگردی مردی&lt;br /&gt;روحش شاد&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-6106363155416925233?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/6106363155416925233/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2009/12/blog-post_20.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/6106363155416925233'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/6106363155416925233'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2009/12/blog-post_20.html' title='درگذشت آیت الله منتظری'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-8390035186950353490</id><published>2009-12-13T08:10:00.000-08:00</published><updated>2009-12-13T08:13:10.192-08:00</updated><title type='text'>جنجال</title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;محمد نوری زاد: "من با چشم برزخی خدا داده ام جمال مبارک امام را دیدم که به قیل و قال شما تبسم می کرد . و صدای دلنشین او را شنیدم که از یک بلندی برسرشما فریاد می زد و می فرمود : ای همه شما که برای پاره شدن عکس من گریبان می درید ، آن روز که فرزندان مرا به جرم اعتراض آرام به نتیجه انتخابات به گلوله بستند و خونشان برزمین ریختند ، چرا کفن نپوشیدید و به اسم توهین به عقل و اسلام و راه خمینی ، به شعارگویی های تند و پرتنش نپرداختید ؟&lt;br /&gt;اصلا من خودم ، روح الله الموسوی الخمینی ، به محمد نوری زاد گفتم : برو و عکس مرا پاره کن تا خدا و عقل و تاریخ و آینده به شوربختی جماعتی بنگرند که استعداد خلق یک دروغ ساده را نیز ندارند .&lt;br /&gt;در کشوری که فراورده های فکری و سیاسی و معرفتی و اجتماعی و فرهنگی امام توسط برجستگان حکومت به شوخی گرفته می شود ، پاره شدن عکس او احترام به امام است ."&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;برای ما که دوران 8 سال خاتمی را دیده ایم این حربه ها دیگر قدیمی و نخ نما شده است. حربه هایی که خاتمی از آنها با نام هر 9 روز یک بحران نام برد و کروبی هنوز در مناسبتهای مختلف با اشاراتی چون کفن پوشان قم به آن اشاره می کند. هر موفقیت و حرکت مثبتی در دوران خاتمی با جنجال نامربوطی همراه میشد که پیاده نظام آقایان در نمازهای جمعه و قم و حوزه ها به قول کروبی کفن پوش میشدند و لشکر به خیابان میاوردند که چه شده و به مقدسات توهین شده و ... در روزهای بی بهانه؛ حضرات حتی به یک نشریه دانشجویی هم برای اعتراض خیابانی پناهنده میشدند!&lt;br /&gt;همه این جنجالها با آمدن دولت نهم خوابید و دیگر نه کفن پوشی بود و نه اعتراضی؛ حتی در برابر سخنان خرافی کسانی چون رحیم مشایی و رییس دولت. تا امروز که دوباره سناریوی نخ نما و تکراری جنجال کلید خورده است. تلویزیون یک هفته پس از روز دانشجو ناگهان تصویری نامشخص که نه کننده کار معلوم است و نه دلیل آن و فقط به گفته خودشان منسوب به معترضان است پخش می کند و همراه با آن دوباره همه به میدان میایند و وا اسلاماها و وا اماما سر میدهند. قابل پیش بینی است که این موضوع بهانه ای خواهد بود برای بگیر و ببند و بزنهای بعدی که معلوم نیست نهایت هدف آقایان این بار چیست. اما نکته واضح این که آقایان احساس می کنند که هزینه بالایی در برابر اعتراضات داده اند و به تعبیری بدهکار افکار عمومی اند؛ برای طلبکار شدن و از سوی دیگر برای برخوردهای شدیدتر آینده نیاز به یک بهانه دارند؛ بهانه هم اگر نبود خودشان میسازند و فیلم برداری می کنند و پخش می کنند و ...! &lt;br /&gt;اما تاثیر گذاری این پروژه ها در افکار عمومی بد جوری جای بحث دارد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-8390035186950353490?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/8390035186950353490/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2009/12/blog-post_13.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/8390035186950353490'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/8390035186950353490'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2009/12/blog-post_13.html' title='جنجال'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-4318900461574368533</id><published>2009-12-04T13:07:00.000-08:00</published><updated>2009-12-04T13:08:43.607-08:00</updated><title type='text'>موتلفه</title><content type='html'>من باور کنین من اصلا دوست ندارن هر روز تو وبلاگم یه لینک از روزنامه بذارم!ولی جدا حیفه اگه این مصاحبه بی نظیر کیوان مهرگان رو با نبی دبیر کل موتلفه نخونین:&lt;br /&gt;http://www.etemaad.ir/Released/88-09-12/175.htm&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-4318900461574368533?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/4318900461574368533/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2009/12/blog-post_04.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/4318900461574368533'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/4318900461574368533'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2009/12/blog-post_04.html' title='موتلفه'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-4051077989598513319</id><published>2009-12-02T02:07:00.000-08:00</published><updated>2009-12-02T02:17:18.858-08:00</updated><title type='text'>افروغ</title><content type='html'>روزنامه اعتماد مصاحبه ای رو چاپ کرده که خبرگزاری فارس با عماد افروغ انجام داده. این مصاحبه خواندنی رو حتما بخونین. حتما میدونین که افروغ نماینده مجلس هفتم و از اصولگرایانیه که از میرحسین موسوی حمایت کرد و ستاد اصولگرایان حامی میر حسین رو ایجاد کرد. این مصاحبه دو بخش داره که بخش اولش تخصصی و درباره علوم انسانیه و خیلی هم برای کسانی مثل من مفهوم نیست, اما از بخش دوم رو حتما بخونین و از دستش ندین. این مصاحبه رو اینجا بخونین.&lt;br /&gt;http://www.etemaad.ir/Released/88-09-10/175.htm&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-4051077989598513319?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/4051077989598513319/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2009/12/blog-post.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/4051077989598513319'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/4051077989598513319'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2009/12/blog-post.html' title='افروغ'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-2858389644567094999</id><published>2009-11-30T13:56:00.000-08:00</published><updated>2009-11-30T13:57:53.008-08:00</updated><title type='text'>اجماع جهانی</title><content type='html'>همه تلاش اسرائیل چه تو قضیه هسته ای ایران و چه همه مسائل دیگه ای که ایران پس از انقلاب درگیرش بوده این بوده که بتونه دنیا رو متقاعد بکنه که ایران کشور خطر ناکی برای امنیت منطقه و جهانه. این تلاش گاهی اصلا به نتیجه منجر نشده و به عنوان مثال تو دوران ریاست جمهوری خاتمی , وجهه جهانی رییس جمهور اصلاح طلب ایران راه رو برای هر تبلیغ منفی بست. اما امروزه هیچ کشوری تو دنیا اینقدر به آرمانهای  سیاست خارجیش به اندازه اسرائیل نزدیک نشده. به لطف دولت نهم و بعد از نهم, دولتمردان اسرائیل نشستن کنار و فقط میگن  دیدین ما گفتیم ایرانیها ...&lt;br /&gt;به این میگن سیاست خارجی! باور کنین هیچ کسی نمی تونست اینجوری همه کشورهای تاثیر گذار دنیا رو علیه ایران متحد کنه. آقایون یه بلوف الکی میزنن که ما چند تا نیروگاه و چه و چه میسازیم تا مثلا رو کم کنن! در حالیکه معلومه که ایران اصلا توانایی این کار رو نداره. ولی تنها تاثیر مهم این تصمیم میشه اثبات این موضوعه که ایران قابل اعتماد نیست.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-2858389644567094999?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/2858389644567094999/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2009/11/blog-post_30.html#comment-form' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/2858389644567094999'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/2858389644567094999'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2009/11/blog-post_30.html' title='اجماع جهانی'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-8277235503589326800</id><published>2009-11-26T14:20:00.000-08:00</published><updated>2009-11-26T14:27:24.080-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>روز پیش ضمیمه روزنامه اعتماد تو صفحه تاریخش نگاهی داشت به چگونگی شکل گیری حسینیه ارشاد, روند تاثیر گذاریش و در نهایت بسته شدنش و درباره تاثیرات دکتر شریعتی تو اون سالها مطالبی نوشته بود. یکی از زیباترین بخشهای این صفحه نامه ای بود که دکتر شریعتی &lt;br /&gt;خطاب به همسرش پس از بسته شدن حسینیه نوشته بود. این نامه رو بخونین: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پوران عزيزم،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بالاخره شد آنچه که مي بايد مي شد، ولي هيچ فکر نمي کردم به اين ديري و به اين خوبي، خدا را مي بينم، حس مي کنم، به روشني و صراحتي که حضور خودم را و گرمي و نور خورشيد را و روشني برق ناگهاني در ظلمت غليظ و عام شب را و سوزش آتش را و عطر گل را و عشق را و... خدا را، خود خدا را... دست هايش را به روي شانه ام لمس مي کنمش که، به نشانه حمايت و لطف گذاشته است و در برابر اين همه دشمني ها و خطر ها و زشتي ها و خيانت ها و دروغ ها و پستي ها و بي رحمي ها و بي شرمي هاي... طلا و تيغ و تسبيح و همسازي هميشگي استبداد و استحمار. پوران نمي داني که چه کرده است، نمي بيني که چه کرد؟ چه مي کند؟ در زير باران رحمتش تنها ايستاده ام و از شدت نمي توانم نفس برآورم، عجيب اين خدا مهربان است و فهميده و بازيگر، مي بينم که جبر عقيده و حق پرستي مرا در برابر قوي ترين جبهه هاي خطرناک قرار داده است و با همه درافتاده ام و در عين حال هيچ سلاحي در دست و هيچ سرمايه يي و پايگاهي و صنفي و قدرتي در اختيار ندارم و با اين همه نابرابري، موفقيت مطلق با من بوده است، البته خدا هم معجزه مي کند، با وسيله و سبب مي کند، وسيله کوبيدن اين دشمنان قوي و همدست چه بوده است؟ در يک کلمه، خود همين دشمنان قوي و همدست، خود همين غرور و قدرتمندي و رسوايي.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همدستي شان، تنها وسايل و امکاناتي بوده است که خدا به من ارزاني داشته است. اين چيره دستان در حمله ناگهاني و بي رحمانه و هوشيارانه و همدستانه و با سازو برگ شان، به من بي دست و پاي بي هوش و حواس و تنبل و تنهاي بي عرضه يي که از عهده سرپرستي زن و بچه اش عاجز است، شکست بخورند و رسوا شوند، خوشبختانه همه چيز روشن شد و همه کس نيز شدند، هم روشنفکر، هم بازاري، هم دولت و هم روحانيت، يک نقطه سوال، يک کلمه ابهام بر جاي نماند. از طرفي راه هم باز شد و اين آبي که در چاه مانده بود، در زير زمين انبار شده بود، در يک استخر، در سرچشمه شده بود، جاري شد، کار تمام شد، کار من تمام شد...&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-8277235503589326800?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/8277235503589326800/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2009/11/blog-post_26.html#comment-form' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/8277235503589326800'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/8277235503589326800'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2009/11/blog-post_26.html' title=''/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6649792367430307548.post-7743185499506051402</id><published>2009-11-15T13:01:00.000-08:00</published><updated>2009-11-15T13:04:26.212-08:00</updated><title type='text'>سلام</title><content type='html'>سلام. با همه حس  دوست داشتنی که به بلاگفا داشتم مجبور به نقل مکان به اینجا شدم که نکنه مدیران بلاگفا وبلاگ ما رو هم مثل خیلی از دوستان تعطیل بنمایند!امیدوارم همه کسانی که به وبلاگ من سر میزدند اینجا هم ما رو فراموش نکنن.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6649792367430307548-7743185499506051402?l=sobhgaah.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sobhgaah.blogspot.com/feeds/7743185499506051402/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2009/11/blog-post.html#comment-form' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/7743185499506051402'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6649792367430307548/posts/default/7743185499506051402'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sobhgaah.blogspot.com/2009/11/blog-post.html' title='سلام'/><author><name>سهراب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12835844801157826719</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry></feed>
